برگردان به زبان ساده
مرا خدای اگر عمر جاودان بدهد
بجای هر سر مویم دو صد زبان بدهد
هوش مصنوعی: اگر خداوند به من عمری طولانی عطا کند، دوست دارم به ازای هر تار موی خود، دو صد زبان داشته باشم.
بصد هزار لغت هر زبان سخن گوید
چنانک داد فصاحت گه بیان بدهد
هوش مصنوعی: با صدها هزار واژه، هر زبانی به گفتگو میپردازد، بهطوری که فصاحت و بلاغت در بیان را به او ارزانی میدارد.
بدان لغات درینمدت ار دلم خواهد
که داد شرح شهنشاه کامران بدهد
هوش مصنوعی: در این مدت اگر دلم بخواهد که پروردگار را به من توضیح دهد، باید بدانم که چگونه میتوانم این کار را انجام دهم.
بصد هزار صفت گر چه بیش نتواند
که شرح عشر عشیر یکی از آن بدهد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه صفتهای زیادی برای توصیف کسی وجود دارد، هیچکدام نمیتوانند حتی به اندازهی یکی از ویژگیهای او که در واقع بسیار خاص و منحصر به فرد است، او را به درستی توصیف کنند.
پناه اهل زمین و زمان طغایتمور
که نقد هفت زمین را بیک زمان بدهد
هوش مصنوعی: پناهگاه مردم دنیا و زمان، من ناشکیبا هستم که میتواند در یک لحظه، ارزش هفت زمین را به من بدهد.
بنزد همت رادش قراضه ئی چند است
زری که شاخ رزان درگه خزان بدهد
هوش مصنوعی: در نزد فردی که اراده و تلاشش بزرگ است، حتی مقدار کمی از طلا نیز ارزشمند است، چون همانند درختان بزرگ در فصل پاییز، میتواند میوههای بسیار باارزشی بدهد.
سنان او شود اندر دل عدوش نهان
ز بیم آنکه کفش گوهر سنان بدهد
هوش مصنوعی: نشانههای او در دل دشمنان پنهان میشود، از ترس این که پایش به گوهرش لطمه بزند.
ز بهر پرورش بره گرگ را ایام
بعهد معدلتش شفقت شبان بدهد
هوش مصنوعی: برای اینکه بره را به خوبی پرورش دهند، باید گرگ را در زمان مناسب به عهده افراد عاقل و با محبت سپرد تا از شبانی که به بره توجه دارد، بهرهمند شود.
ز بهر خاتم او تا نگین حکم کند
عدو زدیده یواقیت و بهرمان بدهد
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن قدرت و سلطنت او، دشمنانی که در پی او هستند، تلاش میکنند تا جواهرات و ثروتهای گرانبها به دست آورند و به او هدیه دهند.
قضیم مرکب او را فلک شگفت مدار
که جو ز سنبله راه کهکشان بدهد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که سوارکاری او (که نماد یک انسان است) را در نظر بگیر و دور از هر گونه تعجب و شگفتی، به او نشان بده که چگونه دشت و زمین (جو) از سنبلهها و مزارع به سوی کهکشان و آسمان گسترده میشود. یعنی این تصویرسازی به نوعی دعوت به تماشای زیباییهای طبیعت و ارتباط آن با آسمان است.
از آنکه خسرو سیاره مفرد و راداست
فلک ز باخترش تا بخاوران بدهد
هوش مصنوعی: خسرو به عنوان یک ستاره درخشان و تنها در آسمان، نور و اثر خود را از غرب به شرق میتاباند و بر تمام آنچه در آسمان است، تسلط دارد.
شهنشها توئی آن زرفشان که همت تو
نریزد آب رخ آنکه وجه نان بدهد
هوش مصنوعی: تو سلطانی که در دشت سرسبز خودت، نیازی به آب و خوراک دیگران نداری و برعکس، خودت توانایی این را داری که به دیگران زندگی و sustinance بدهی.
بعهد عدل تو گنجشگ را عجب نبود
درون چشم خود اربازش آشیان بدهد
هوش مصنوعی: در زمان برقراری عدالت تو، برای گنجشک عجیب نخواهد بود که در چشم خود، اجازه دهد که آشیانهاش را بسازد.
ز نور رأی تو هر ذره بر بسیط زمین
خواص پیکر خورشید آسمان بدهد
هوش مصنوعی: از نور اندیشه تو، هر ذرهای از خاک زمین میتواند ویژگیهای بدن خورشید آسمان را به خود بگیرد.
کنونک عدل تو والی ربع مسکونست
سزد اهالی آنرا خط امان بدهد
هوش مصنوعی: حالا که عدالت تو بر جهان حاکم است، شایسته است که ساکنان آن از تو امنیت و امان دریافت کنند.
ز عدل تو بره و گرگ بچه را با هم
زمانه شاید اگر مهر توأمان بدهد
هوش مصنوعی: اگر عدل و انصاف تو حکمفرما باشد، در این صورت میتوان امید داشت که حتی بره و گرگ نیز بتوانند در کنار هم زندگی کنند و زمانی با یکدیگر سازگاری داشته باشند، هرچند که این امر نیازمند مهری است که تو از دل برسانی.
ز ترک رهزن بهرام نام از پی حزم
سپهر بدرقه راه کاروان بدهد
هوش مصنوعی: به خاطر پرهیز و احتیاط، نامی از ترکها و دزدان بهرام بر سر زبانها است که آسمان، به نشانه احتیاط، راه را برای کاروان برکت میدهد.
در آنزمان که ز صفرای خامه تو فلک
رخ عدوی ترا آب زعفران بدهد
هوش مصنوعی: در آن زمان که جوهر قلم تو مانند زعفران، زیباییات را به دشمنانت نشان دهد و آسمان به خاطر تو به محبوبیت و شهرت بخواهد.
عدو ز دیده برای نشاندن صفرا
ز ثقبه عنبی آب ناردان بدهد
هوش مصنوعی: دشمن برای نابود کردن و نشان دادن خشم و کینهاش از طریق یک چشمه یا منبع، آب ناردان را به کار میگیرد.
گهی که ابن یمین در سواد مدحت تو
ز کلک ژرده صفت مرکب بنان بدهد
هوش مصنوعی: گاهی که ابن یمین با قلم پرتوان خود، در زمینه ستایش تو، از کلمات زیبا و با شکوه استفاده میکند.
عجب مدار اگر تیر چرخ را دوران
ز رشک آن وطن از خانه کمان بدهد
هوش مصنوعی: تعجب نکن اگر چرخ گردون، به دلیل حسادت به آن دیار، تیر کمان را به سمت تو بفرستد.
همیشه تا بود آئین روزگار چنان
که جان از این بستاند بدان جهان بدهد
هوش مصنوعی: همیشه تا زمانی که قوانین و اصول زندگی برقرار باشد، انسان باید بداند که جانش از این دنیای مادی گرفته میشود و به جهانی دیگر منتقل خواهد شد.
جهان بکام دل دوستان همی گذران
که خود ز غصه این دشمن تو جان بدهد
هوش مصنوعی: دنیا به خواست و آرزوی دوستان میگذرد، اما خود این دوست از غصه دشمن تو به شدت رنج میبرد و جانش در خطر است.