برگردان به زبان ساده
شاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد
دشمن برای تیر وی از جان هدف نهاد
هوش مصنوعی: پادشاه جهان وقتی قدم به میدان جنگ گذاشت، دشمن برای هدف قرار دادن او جانش را به خطر انداخت.
دارای دین طغایتمور خان که بر دلش
ایزد بروز کین رقم لاتخف نهاد
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی نشاندهنده احساس ناامیدی یا خشم است. شاعر به شخصی اشاره میکند که به خاطر کینهاش، به شدت تحت تأثیر و تسلط نیرویی قوی قرار دارد. این نیروی قوی، که میتواند به عنوان نیرویی الهی یا سرنوشت در نظر گرفته شود، بر دل او قرار گرفته و او را از آرامش و ثبات خارج کرده است. در نهایت، شاعر به این اشاره دارد که این احساسات باید مورد توجه قرار گیرند و نباید نادیده گرفته شوند.
از زخم تیر کرد عدو را چو خارپشت
وانگه سرش بسینه درون چون کشف نهاد
هوش مصنوعی: وقتی دشمن با تیر زخم بیند، مانند خارپشت میشود و سپس سرش را به سینهاش نزدیک میکند، مانند اینکه چیزی را پنهان کرده باشد.
در عهدش آنکه داشت بیکجو ستم روا
در زیر چوب معدلتش تن چو کف نهاد
هوش مصنوعی: در زمان او کسی که ستم میکرد، با نیش و کنایه دیگران را تحت فشار قرار میداد و در حین این کار، مانند چوبی که به آن آسیب میزنند، تنش را در معرض آزار دیگران قرار میداد.
بر روی ماه شحنه انصاف و عدل او
از شبروی شناس که داغ کلف نهاد
هوش مصنوعی: در چهره ماه شحنه، برابری و عدالت او نمایان است، کسی که به خاطر زیبایی و شخصیت خود شناخته شده، مهر و نشان خاصی بر دوش دارد.
قصر جلال اوست مگر حصن آسمان
کاستاد صنعش از مه و از خور شرف نهاد
هوش مصنوعی: قصر پرعظمتی که او دارد، همچون دژ آسمان است و خلقتش به گونهای است که از ماه و خورشید هم اسرار بیشتری دارد.
هر روز رتبتی زبر رتبتیش داد
آنکس که در بهشت غرف بر غرف نهاد
هوش مصنوعی: هر روز فردی به او مقام و رتبهای بالاتر میبخشید، همان کسی که در بهشت، اتاقی بر روی اتاق دیگر بنا کرده است.
طبع جواد اوست که بر خود فریضه کرد
احیاء سنت کرمی کش سلف نهاد
هوش مصنوعی: طبع جواد اوست که وظیفهاش را احیای سنت بزرگان میداند و به شرافت و کرامت سلف احترام میگذارد.
تشبیه ابر چون بکف او کنم که ابر
یکسر بنای بخشش خود بر صلف نهاد
هوش مصنوعی: اگر ابر را به دست او تشبیه کنم، به این معناست که ابر تمام تلاشش را برای بخشش و نیکی به دیگران میکند.
در یکزمان بداد کفش هر ذخیره ئی
کآنرا بصد قران فلک اندرکنف نهاد
هوش مصنوعی: در یک زمان، تمام ثروت و امکاناتی که داشتند، به اندازه ای بود که آن را به قیمت بالایی به فروش میرساندند و در دنیای بزرگ و پیچیده به وجود آمده بود.
از بیهشی مگر فلک عاق مدتی
تیغ مراد در کف هر ناخلف نهاد
هوش مصنوعی: در لحظاتی که انسان به خودآگاهی نمیرسد، جهان به او عاقلانه نمینگرد و مدت زمانی به هر فرد ناکارآمد فرصتی میدهد تا خواستههای خود را به دست آورد.
امروز با هش آمد و بر دل ز مهر او
صد مهر دوستداری و داغ شعف نهاد
هوش مصنوعی: امروز با محبت و عشقی از طرف او بر دل من، احساسات و نشانههای دوستی و شادی را گذاشت.
گر خواست ورنه خاک کف پاش بوسه داد
آن کش زمانه سرور و صاحب طرف نهاد
هوش مصنوعی: اگر خواسته باشد، در غیر این صورت، خاکی که زیر پایش است بوسه میزند به آن کسی که در این دوره زمانه، بزرگ و صاحب نفوذ است.
شاها کف تو وقت سخا بر سر آمدست
از بحر بهر آن خردش نام کف نهاد
هوش مصنوعی: ای پادشاه، دست تو در هنگام بخشش، مانند دریا پر از نعمت و سخاوت است و به همین خاطر نام "دست" را بر آن گذاشتهاند.
دریا شنید قصه در پاشی کفت
بر روی خود ز خجلت جود تو کف نهاد
هوش مصنوعی: دریا داستان بخشش تو را شنید و از خجالت روی خود را با دستانش پوشاند.
در آرزوی تاج تو شد گوهری نفیس
هر قطره ئی که ابر درون صدف نهاد
هوش مصنوعی: هر قطرهای که ابر درون صدف قرار داده، به دنبال دستیابی به تاج و زیبایی توست و به همین خاطر تبدیل به جواهری ارزشمند میشود.
تشبیه آفتاب برأیت کسی که کرد
پهلوی جام جم قدحی از خزف نهاد
هوش مصنوعی: آفتاب به چهره کسی تشبیه شده که جامی از خزف در کنار خود دارد. این تصویر به زیبایی و درخشش او اشاره دارد و نشان میدهد که او چه قدر درخشان و جذاب است.
نالان چو نای خصم تو شد ز آنکه نامراد
گردن به پیش سیلی دوران چو دف نهاد
هوش مصنوعی: چون نای (ساز) به خاطر ناراحتی صدایش بلند میشود، دشمن تو نیز از درد و غم نالان است. او همانند کسی که تسلیم ضربههای سرنوشت شده است، سرش را به پایین خم کرده و به سختی روزگار تسلیم شده است.
ماهی فزون نیافت فلک مدت حیات
خصم ترا از آنش میان منتصف نهاد
هوش مصنوعی: زندگی دشمن تو به اندازه عمر یک ماهی هم نیست و آسمان در وسط زندگیاش آن را به تو نشان داده است.
برجان بنده ابن یمین گر چه مدتی
ایام درد فرقت و داغ اسف نهاد
هوش مصنوعی: هرچند مدت زمانی طولانی از درد جدایی و غم فراق بر جان بنده گذشته است، اما هنوز هم آثار آن در من باقی مانده است.
اما سپاس حق که قضا باز بر سرش
افسر ز خاک پای تو بهر شرف نهاد
هوش مصنوعی: اما شکر و سپاس خدا را که تقدیر دوباره بر او تاجی از خاک پای تو به خاطر عظمتش گذاشت.
بهر نثار گر چه نبودش زری از آنک
زین پیش رندوش همه را در تلف نهاد
هوش مصنوعی: اگرچه او چیزی از ثروت ندارد، اما به خاطر اینکه پیش از این همه را به خطر انداخته، باید به او توجه کرد.
اما ز بحر خاطر خود دانه های در
در بندگی شاه برسم تحف نهاد
هوش مصنوعی: اما از عمق دل خود، با افتخار، هدایایی از دانههای گرانبها به خدمت شاه میآورم.
طبعش چو داد زینت بزم مدایحت
بر هر طرف ز صنعت خود صد طرف نهاد
هوش مصنوعی: سلیقه و ذوق او همچون زینت بخش مجلس ستایش میدرخشد و به هر سمتی از هنر و استعداد خود به نمایش گذاشته است.
تا در میان خلق بود آنکه مصطفی
احکام انبیا همه برطرف رف نهاد
هوش مصنوعی: تا زمانی که آن بزرگوار در میان مردم بود، احکام و دستورهای پیامبران همه به طور کامل اجرا میشد و به حالتی منسجم درآمد.
پیش خدای عرش ترا دستگیر باد
شاهی که پای بر سر خاک نجف نهاد
هوش مصنوعی: خداوندی که در بالاترین مقام است، به تو یاری میرساند، همان شاهی که با قدم گذاشتن بر خاک نجف، به مرتبهای بلند رسید.