برگردان به زبان ساده
این منم باز که در باغ بهشت افتادم
وز سفر کآن بحقیقت سقرست آزادم
هوش مصنوعی: من دوباره در باغ بهشت قرار دارم و از سفری که در آن به حقیقت جهنم رفته بودم، آزاد شدهام.
این نه خوابیست که می بینم اگر پنداری
کز پس آنهمه اندوه چنین دلشادم
هوش مصنوعی: این که من چنین خوشحالم، خواب و خیال نیست. اگر فکر کنی که بعد از تمام آن اندوهها به این شادی رسیدهام، کاملاً در اشتباهی.
گر چه بیداد فلک بود ولی شکربرآنک
داد لطف و کرم والی سلطان دادم
هوش مصنوعی: با اینکه ظلم آسمان بر من زیاد بود، اما به خاطر لطف و مهربانی حاکم و سلطان، شکرگزارم.
دستگیر ار نشدی حق که توانستی خاست
آنچنان سخت که ناگاه ز پا افتادم
هوش مصنوعی: اگر نتوانستی مرا یاری کنی، حق داری که از من فاصله بگیری، زیرا به قدری سخت مرا کوشاندی که ناگهان از پا افتادم.
گرنه فریاد رسی همچو خرد داشتمی
زود بودی که رسیدی بفلک فریادم
هوش مصنوعی: اگر کسی همفکری و کمککنندهای مثل خرد (عقل) داشتم، زودتر به کمکم میرسید و فریاد من را به آسمان میرساند.
خردم راه قناعت بنمود از ره لطف
جز بدان راه که او گفت قدم ننهادم
هوش مصنوعی: خرد من نشان داد که قناعت بهترین راه است، و من فقط از لطف او به این مسیر هدایت شدم و جز آنچه او گفت، قدمی برنداشتم.
منم آن آب قناعت زده بر آتش حرص
که سراسر کره خاک نماید بادم
هوش مصنوعی: من آن آبی هستم که با قناعت، آتش طمع و حرص را خاموش میکند و میتواند همه جا را به نیکی و آرامش تبدیل کند.
شد چو طفلان دلم از مکتب شاگردی سیر
ز آن زمان باز که پیر خرد است استادم
هوش مصنوعی: دلم مانند کودکان شده که از مدرسه و درس و علم خسته و دلزده است، از زمانی که استاد من، که مردی خردمند و با تجربه است، از من دور شده است.
خالقم را شده ام خادم از اخلاص چنانک
که ز مخدومی مخلوق نیاید یادم
هوش مصنوعی: من با خلوص نیت به خالق خود خدمت میکنم، بهگونهای که دیگر به یاد مخلوقی نمیافتم که باید برایش خدمت کنم.
چه کنم ملک خراسان چه کشم محنت جان
وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم
هوش مصنوعی: چه کار میتوانم بکنم در سرزمین خراسان؟ چه درد و رنجی را باید تحمل کنم؟ الان وقت آن رسیده که از حال و روز بغداد بپرسم.
گرنه زین مولد و منشاست ولی سعدی گفت
نتوان مرد بسختی که من اینجا زادم
هوش مصنوعی: سعدی در این خط بیان میکند که اگر چه من از این سرزمین و محل به دنیا آمدهام، اما به گفتهی خودم، نمیتوانم در اینجا سختیهای زندگی را تحمل کنم.
زین وطن گر بروم هست خریدار بسی
گوهری را که بود زاده طبع رادم
هوش مصنوعی: اگر از این سرزمین بروم، افراد زیادی هستند که مشتاق به خریدن چیزهای با ارزشند که از دل و خلاقیت من نشأت گرفته است.
می نخواهم شدن از کوی قناعت بیرون
سیل افلاس گر از بن بکند بنیادم
هوش مصنوعی: نمیخواهم از مسیر قناعت خارج شوم، حتی اگر تنگدستی همه بنیاد زندگیام را از بین ببرد.
پیرو ابن یمینم ره خرسندی پیش
دو سه روزی که درین دیر خراب افتادم
هوش مصنوعی: من پیرو ابن یمین هستم و در جستجوی خوشحالی، در این مکان ویران به مدت چند روز اقامت کردهام.
نبود صحبت شیرین پسران بی شوری
ز آنسبب کوه نشین بر صفت فرهادم
هوش مصنوعی: به دلیل فقدان گفتگوهای دلنشین و شاداب از پسران، این احساس حسرت و بیقراری در من به وجود آمده است، همچون فرهاد که در کوهستان به جستجوی محبوبش میپردازد.