برگردان به زبان ساده
گردش گردون بکامم گر نباشد گو مباش
ورز مهرش بر سرم افسر نباشد گومباش
هوش مصنوعی: اگر چرخ روزگار به کام من نباشد، نباشد. اگر مهر و محبت بر سرم نیست، نباشد.
گر هنرمند از کسی یاری نیابد گو میاب
چون هنر یارست اگر یاور نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر هنرمند از کسی کمک نگیرد، بهتر است که به او نگوید که هنر همیشگی اوست. اگر کسی دست یاری به او نکند، بهتر است که نباشد.
پرتو نور تجلی چون ز شب ظلمت زدود
بر سپهر ار تابش اختر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: نور و روشنی که از تجلی حق به وجود آمده، مانند نوری است که شب را از میان برمیدارد. اگر در آسمان ستارهای نباشد، تو نیز نباید وجود داشته باشی.
چون ندارم داوری با هیچکس در خیر و شر
گر مرا دلگرمی داور نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: زمانی که من هیچگونه داوری ندارم و نمیتوانم تشخیص دهم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد، اگر دلم به داوری برای این کار مطمئن نباشد، بهتر است که وجود نداشته باشم.
در جهان از خلق اگر یاری نیابم باک نیست
با علی در رزم اگر قنبر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا از مردم کمک و یاری نداشته باشم، مهم نیست. حتی اگر در جنگها هم قنبر، یار و همراه علی نباشد، باکی نیست، فقط خود علی کافی است.
با چنین قحط هنر کابناء دهر از جهل خویش
جمله گویند ار هنر پرور نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: در زمانهای که هنر کم است، مردم به نادانی خود میبالند و اگر کسی در هنر پرورش نیافته باشد، نباید در این میان وجود داشته باشد.
گر هنر پرور زمین آسا نگردد پایمال
گر بسان آسمان سرور نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر هنر در زمین رشد نکند و به سادگی از بین برود، اگر هم مانند آسمان سرشار از نشاط و شادابی نباشد، پس بیفایده است که وجود داشته باشد.
چون کمر هرگز نخواهم بودن اندر بند زر
گر قبای زر کشم در بر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم در بند زر و ثروت باشم، حتی اگر لباس زرین بپوشم. پس به من بگو که در این دنیا مانند آنها نباشم.
چون همای همتم برتر ز نسر طایر است
تاجش ار هدهد صفت بر سر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: آرزوی من از هر پرندهای بالاتر است، حتی اگر تاج و تختش بر سر هدهدی نباشد، نباید نگران باشم.
آبروی از بهر نان بر خاک نتوان ریختن
گر نهال رزق ما را بر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: شخص نباید آبرو و حیثیت خود را به خاطر تامین نیازهای مادی و نان از بین ببرد، زیرا اگر روزی به ما داده نشود، بهتر است که از این کار دست بکشیم.
کی توان در بند بودن بهر شکر همچو نی
سرو آزادی گرش شکر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به خاطر شکرگذاری و نعمت، مانند سرو در بند باشد؛ اگر آزادی نباشد، بهتر است که هیچ شکر و سپاسی هم نباشد.
خواری منت ز بهر آرزو نتوان کشید
ما و عزت هیچ دیگر گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند ذلت و خواری را برای رسیدن به آرزوها تحمل کند، زیرا اگر عزت وجود نداشته باشد، حتی اگر به خواستهاش برسد، هیچ ارزش و معنایی نخواهد داشت.
منت رضوان ز بهر کوثر ار باید کشید
فارغم ز آن هرگز ار کوثر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر برای به دست آوردن بهشت کوثر، باید منت رضای خدا را بر دوش بکشید، پس از آنکه هرگز برای شما بهشت کوثر وجود نداشته باشد، بهتر است که به دنبال آن نباشید.
هستم از همت چو موسی رهرو وادی قدس
گر بپایم پای پوش اندر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: من مثل موسی با اراده و جدیت در مسیر هدف خود پیش میروم. اگر در این راه تلاشی نکنم و فقط به امید معجزه بنشینم، باید بپذیرم که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
مرد باید کز ره معنی بود آراسته
گر بظاهر صورتش در خور نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: مرد باید از درک و فهم عمیق برخوردار باشد و به باطن خود بپردازد؛ حتی اگر ظاهرش از نظر دیگران زیبا و پسندیده نباشد، نباید نگران باشد و باید به راه خود ادامه دهد.
رأی باید کز صفا چون آب و چون آذر بود
روی اگر چون آب و چون آذر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: نظر باید درست و خالص باشد، همانطور که آب زلال و آتش بدون خامی است. اگر نظر، مانند آب شفاف و آتش پاک نباشد، دیگر ارزش ندارد که وجود داشته باشد.
آب رز باید که باشد در صفا چون آب زر
گر ز زر مغربی ساغر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: آب گلسرخ باید به پاکی و روشنی آب طلا باشد، و اگر لیوانی از طلا به رنگ زرد مغرب وجود نداشته باشد، نباید خود را در آن ببینی.
منت ایزد را که تر دامن نیم مانند ابر
گر چو ابرم جیب پر گوهر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و رحمت خداوند شکرگزار باش، چرا که من نیز مانند ابر به سراغ باران نمیروم. اگر باران نکنم و ثمر نداشته باشم، نباید مثل ابر خود را بزرگ جلوه دهم.
چون بود ابن یمین از در موزون با یسار
گر چو کانش گنج سیم و زر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر ابن یمین در اوزان شاعری قرار بگیرد و از سمت چپ به او نگریسته شود، اگر گنجی از طلا و نقره در او نباشد، پس دیوانگی او را نشوید.
حاصل عاقل ز دنیا چون نکو نامی بود
این بست گر حاصل دیگر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: نتیجهٔ دلسوزی و عقل فرد از زندگی، همان نام نیک و یاد خوب او است. اگر به جز این دستاوردی نداشته باشد، نباید به زندگی ادامه دهد.