برگردان به زبان ساده
آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
خون دل از گذر دیده روان است هنوز
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو هنوز در قلبم به صورت پنهان وجود دارد و غم و اندوهی که در وجودم است، هنوز از چشمانم جاری میشود.
نگران رخ زیبای تو شد دیده و دل
همچنانم دل ودیده نگران است هنوز
هوش مصنوعی: چشمانم و دلم هنوز هم نگران زیبایی تو هستند.
غمزه ات می دهدم عشوه که من آن توام
چون بدیدم نظرش با دگران است هنوز
هوش مصنوعی: من با ناز و عشوههای تو به راحتی کنار میآیم، اما وقتی دیدم که نگاهت به دیگران هم هست، متوجه شدم که هنوز هم تو را برای خودم میخواهم.
در ازل عکس جمالت به گلستان بردند
بلبل از شوق رخت نمره زنان است هنوز
هوش مصنوعی: در آغاز، تصویر زیبایی تو را به باغی بردند و بلبل از شوق دیدن تو هنوز در حال نغمهسرایی و زاری است.
زان شمایل خبری باد به بستان آورد
در چمن سرو سهی رقص کنان است هنوز
هوش مصنوعی: از زیباییهای معشوق خبری در باد به باغ رسید و در چمن، ابر سرو جوان هنوز در حال رقص و شادی است.
از یقین دهنت هیچ نمی یارم گفت
کانچه گویم همه در عین گمان است هنوز
هوش مصنوعی: من از دهان تو هیچ چیزی نمیشنوم، چون هرچه بگویم، در واقع بر اساس گمان است و هنوز یقین ندارم.
دل که اندر شکن زلف تو بست ابن حسام
مشکن آن را که دلش بسته ی آن است هنوز
هوش مصنوعی: دل من به زلف تو وابسته شده است، پس آن را نشکن؛ زیرا که دل کسی که به تو وابسته است، هنوز به تو عشق میورزد.