برگردان به زبان ساده
ما را به غیرِ یادِ تو، اندر ضَمیر نیست
دِل را دِگَر ز صحبتِ جانان، گُزیر نیست
هوش مصنوعی: ما تنها به یاد تو فکر میکنیم و در دلمان جای دیگری نداریم. دلمان نمیتواند از همراهی معشوق دور شود.
یاران، مَلامَتِ مَنِ عاشِق، رَها کُنید!
کاین مُبْتَلایِ عِشْق، نَصیحَتپَذیر نیست
هوش مصنوعی: دوستانم، از سرزنشهای خود برای من بگذرید، چرا که این فرد گرفتار عشق، پذیرای نصیحت و راهنمایی نیست.
دِل، عاشِق است و پَنْد نمیگیرد اندر او
بر وی مَگیر زان که بر او، جایِ گیر نیست
هوش مصنوعی: دل عاشق به نصیحتها توجهی ندارد و اگر بخواهی او را بازداری، نتیجهای نخواهی گرفت چون در این حال، جایی برای درمان و اصلاح او نیست.
بَر مَن، کمانِ اَبرویِ مِشْکین چه میکَشی؟
خَوش خَوش بِکَش به غَمْزِه که حاجَت به تیر نیست
هوش مصنوعی: چرا با کمان ابروی خود به من نمیزنی؟ با ناز و قهرت مرا به درد میآوری که دیگر نیازی به تیر نمیباشد.
زُلْفَت نَهاد دامِ بَلا در رهِ دِلَم
آن، کیست کاو به دامِ بَلایی، اَسیر نیست؟
هوش مصنوعی: موهای تو دام و فریبی برای دل من قرار داده است. چه کسی میتواند بگوید که در برابر این دامها و مصیبتها گرفتار نمیشود؟
چشمی که آن به رویِ تو، روشن نمیشود
چون بِنْگَری به دیدهیِ مَعنی، بَصیر نیست
هوش مصنوعی: اگر چشمی که به تو نگاهی نمیاندازد، روشن نشود، پس آن نگاه کردن به چشم دیگران بیفایده است و دلیلی ندارد.
«اِبْنِ حِسام»، تِکْیِهگَهِ خاکِ کویِ دوست
در آسْتانِ عِشْق از این بِهْ، سَریر نیست
هوش مصنوعی: ابن حسام میگوید: تکیهگاه من و آرامشم در خاک پای دوست است و در عشق، دیگر جایی بالاتر از این برایم وجود ندارد.