برگردان به زبان ساده
ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
شکوه دل باز رانم یک به یک با موی دوست
هوش مصنوعی: ای کاش زمانی بیاید که من و دوستم رو در رو بنشینیم و من بتوانم تمام دردها و مشکلاتم را یک به یک با او در میان بگذارم.
چون بنفشه بر سر زانوی خدمت سالها
بوده ام ، باشد که یارم بود هم زانوی دوست
هوش مصنوعی: سالهاست که همانند گل بنفشه در خدمت و در کنار محبوبم نشستهام، امیدوارم که او هم در کنار من باشد و دوستیام را به رسمیت بشناسد.
بر سر آنم که تا سر دارم از دستم دهد
بر ندارم سر ز خاک رهگذار کوی دوست
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم تا زمانی که زندهام از عشق و دوستی او دست برنداشته و سرم را از خاکی که در راه او است، برندارم.
پهلو از پهلو نشینان زان جهت کردم تهی
تا مگر روزی توانم بود هم پهلوی دوست
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانم در روزی با دوست همپهلوی خود باشم، از کنار دیگران فاصله گرفتم و تنها شدم.
راه دشوار ست و منزل دور و مقصد ناپدید
سالکی باید که ما را ره نماید سوی دوست
هوش مصنوعی: راهنمایی لازم است تا در این مسیر سخت و طولانی که مقصدش مشخص نیست، ما را به سوی دوست هدایت کند.
تا دگر مشک از خطای خود نیارد دم زدن
گو صبا بر باد ده یک حلقه از گیسوی دوست
هوش مصنوعی: تا زمانی که مشک (عطر خوش) به خاطر اشتباهات خود نتواند حرفی بزند، ای نسیم، یک حلقه از موهای دوست را به باد بسپار.
هر کسی را قبله از سویی و روی از جانبی است
قبله ابن حسام از جانب ابروی دوست
هوش مصنوعی: هر کس در زندگیاش یک هدف و سمت و سوی خاصی دارد که برایش اهمیت دارد. اما برای ابن حسام، این هدف و اهمیت از طریق زیبایی و جذابیت ابروی محبوبش نشأت میگیرد.