برگردان به زبان ساده
مرا چه قرب که در انتظار روی تو باشم
همین تمام که بر رهگذار کوی تو باشم
هوش مصنوعی: چه اهمیتی دارد که به تو نزدیک شوم، وقتی که تنها آرزویم دیدن روی تو و در مسیر کوی تو بودن است.
مرا چه حدّ رسیدن بدان وصال همایون
همین بس است که دایم به جست و جوی تو باشم
هوش مصنوعی: من به چه اندازه میتوانم به آن وصال شگفتانگیز برسم؟ همین برایم کافی است که همیشه در پی یافتن تو باشم.
کنون که جعد سر زلف تو به چنگ نیامد
روا بود که سراسیمه تر ز موی تو باشم
هوش مصنوعی: حالا که نمیتوانم به زیبایی و دلربایی موهای تو دست پیدا کنم، درست است که بیشتر از موهای تو دچار هیجان و شوق شوم.
زبان مدام زیاد لب تو شهد نثارست
مگر به وقت شهادت به گفت و گوی تو باشم
هوش مصنوعی: زبان همیشه پیرامون لبهای تو از شیرینی سخن میگوید، اما تنها در لحظهای خاص و مهم به گفتوگو با تو مشغول میشوم.
در آن نفس که کند جان وداع قالب خاکی
هنوز با دل پر خون در آرزوی تو باشم
هوش مصنوعی: در لحظهای که جانم از بدن جدا میشود، هنوز با دلی پر از درد و اندوه به آرزوی تو میاندیشم.
به آب دیده گلابی بریز بر کفن من
که تا به روز طهارت به شست و شوی تو باشم
هوش مصنوعی: به من بروز پاکی و طهارت، گل و عطر بده تا زمانی که در آخرین مراحل زندگیام به یاد تو باشم و این احساس را در من زنده نگهداری.
چو چشم ابن حسام از نظر به مرگ ببندند
به چشم دل نگران همچنان به سوی تو باشم
هوش مصنوعی: زمانی که چشم ابن حسام از دیدن این دنیا و مرگ بسته شود، من همچنان با چشم دل نگران، به سمت تو توجه خواهم داشت.