برگردان به زبان ساده
دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیم
در سر از سودای ابرویت خیالی داشتم
هوش مصنوعی: دیروز شب، وقتی درگیر موهایت بودم، حال و هوایی خاص داشتم و در ذهنم خیالی از زیبایی ابرویت میچرخید.
خط ابروی کجت در چشم من پیوسته بود
راست گویی در نظر شکل هلالی داشتم
هوش مصنوعی: ابروی کج تو همیشه در چشمان من به نظر میرسید، همانطور که راستگوییهای تو را به شکلی هلالی میدیدم.
گرچه با یاد دهانت عیش بر ما تنگ بود
هر دم از شوق لبت شیرین مقالی داشتم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه یاد چهرهات باعث شده بود لذت ما کم شود، اما هر لحظه به خاطر عشق به لبانت با کلامی شیرین خوشی مییافتم.
چند روزی پای بند کلبه ی آب و گلم
من که همچون طایران سدره بالی داشتم
هوش مصنوعی: مدت زیادی در خانهای ساده و از گل و آب زندگی کردهام، در حالی که روزگاری همانند پرندگان بهشت، آزادی و پرواز داشتم.
خرّما آن روز کان خورشید بر من تافتی
حبّذا آن شب که با آن مه وصالی داشتم
هوش مصنوعی: روزهایی را به یاد میآورم که خورشید بر من میتابید و شبهایی که با محبت آن ماهی که دوستش داشتم، سپری کردم.
ای خوشا وقتی که ساقی وقت من خوش داشتی
وز کف او چون می کوثر زلالی داشتم
هوش مصنوعی: خوشا به حال زمانی که ساقی به لطف خود به من رسید و من از دست او مینوشیدم، گویی که شراب کوثر زلال و خنک بود.
یاد باد آن روزگار خوش که چون ابن حسام
گاه گاهی بر سر کویت مجالی داشتم
هوش مصنوعی: یادآور روزهای خوب گذشتهام که مانند ابن حسام، گاهی اوقات فرصتی داشتم تا در کوی تو بگردم و از حضور تو بهرهمند شوم.