برگردان به زبان ساده
نه چون چشم تو دیدم چشم مستی
نه همچون پشت دستت پشت دستی
هوش مصنوعی: چشمی مانند چشم تو را هرگز ندیدم که اینقدر مست و پر از شوق باشد، و همچنین دستی مانند پشت دست تو را ندیدهام که اینقدر خاص و منحصر به فرد باشد.
سوی بتخانه گر افتد گذارت
کندکی بت پرستی بت پرستی
هوش مصنوعی: اگر راهت به معبد بتها بیفتد، کمی به بتپرستی مشغول میشوی.
کند درعشقت ار کس نیست خود را
نپندارد به عالم هست هستی
هوش مصنوعی: اگر در عشق تو کسی جدی نیست، نباید خود را در این دنیا نادیده بگیرد و به بیهویتی دچار شود.
به بحر عشقت افتادم چوماهی
که تا زلفت مرا گیرد چو شستی
هوش مصنوعی: در عشق تو غوطهور شدم مانند ماهی که به آب میافتد و تا زمانی که زلفهایت مرا در بر نگیرند، آرام نمیگیرم.
غمت کی شد قبول اندر الستم
خبر کی دارم از عهد الستی
هوش مصنوعی: غمت چه زمانی برایم پذیرفته شد؟ من از پیمان الست چه اطلاعی دارم؟
به غیر از باده و ساغر ندیدم
که بدهد لشکر غم را شکستی
هوش مصنوعی: جز شراب و جام، چیزی ندیدم که بتواند غم و اندوه را شکست دهد.
بلند اقبالم اما نیست چون من
به عالم پست پست پستی
هوش مصنوعی: من شانس خوبی دارم، اما متأسفانه به خاطر جایگاه خودم در این دنیا، در نظر دیگران شخصیتی پایین و حقیر به حساب میآیم.