برگردان به زبان ساده
من پیرم و دل مرده تو داری به جبین چین
من خون جگر خورده بود لعل تو رنگین
هوش مصنوعی: من سالمندی هستم با دلی خسته، و تو با زیباییات چهرهای پرچین و شکن داری. من بر اثر درد و رنج، خون دل خوردهام و لبهای تو به خاطر زیباییات سرخ و زرق و برقدار است.
دامان من از اشک چو چرخ است پر اختر
بینم ز برماه تو طالع شده پروین
هوش مصنوعی: دامن من از اشک پر شده مثل چرخ است و من در آسمان، ستارهٔ پروین را میبینم که به خاطر تو و زیباییات ظهور کرده است.
از لب به رخ تو است چرا خون کبوتر
زد مژه تو بردل من چنگل شاهین
هوش مصنوعی: چرا نگاهت به دل من آسیب میزند، در حالی که زیبایی چشمانت مانند تیری است که در قلبم نشسته و من را مجروح کرده است.
عاشق دل من زلف توگردیده پریشان
مژگان به جفون تومنم خسته زوبین
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زلفهای تو پریشان شده است. مژههای تو به مانند جواهرات دلفریبند و من به خاطر این زیبایی خسته و کلافهام.
گفتند که چین است پر ازمشک وخطا بود
دیدیم چو زلف تو که مشک است پر ازچین
هوش مصنوعی: گفتند که چین پر از مشک است، اما وقتی دیدیم موهای تو، متوجه شدیم که مشک هم پر از چین و فر است.
ابروی تو کجا گشته ومن راست کمان قد
لعل تو شکر شعر من است این همه شیرین
هوش مصنوعی: ابروی تو کجا رفته و من راست به کمان مینگرم؟ قامت تو مانند لعل است و شیرینی شعر من به خاطر توست.
بالای تو موزون بود وشعر تو دلکش
گویند به طبع من وشعرم همه تحسین
هوش مصنوعی: این بیت نشان میدهد که زیبایی و فخامت وجود تو باعث شده که شعر و کلام تو به گونهای دلنشین و جذاب باشد. همچنین، احساسات من نسبت به تو و آثار هنریام، به تحسین و ستایش از تو میانجامد.
در آینه گر عکس رخ دوست نماید
بی شبهه که آن هم بود این هم نبود این
هوش مصنوعی: اگر در آینه تصویر چهرهی دوست دیده شود، بدون تردید آن تصویر هم وجود دارد و هم ندارد.
از چیست به من انس نمی گیری وداری
ز ابروقد ودندان نون و الف وسین
هوش مصنوعی: چرا از من فاصله میگیری و به خاطر زیباییهایت مثل ابرو و قد و دندان به من توجه نمیکنی؟
اندر ره وصلت همه هستندسبکبار
آوخ که همی بار خر من شده سنگین
هوش مصنوعی: در مسیر رسیدن به تو، همه در آسودگی حرکت میکنند، اما افسوس که بار من به سنگینی تبدیل شده و کار من را دشوار کرده است.
اقبال بلند است کسی را که ز عشقت
شد همچو بلند اقبال افتاده ومسکین
هوش مصنوعی: کسی که از عشق تو به اوج و بلندای سعادت رسیده، حالا در شرایطی سخت و درمانده قرار گرفته است.