برگردان به زبان ساده
یک یار وفادار دراین شهر ندیدیم
وز گلشن این دهر به جز خار نچیدیم
هوش مصنوعی: در این شهر هیچ دوستی را نیافتیم که وفادار باشد و از خوشیهای این دنیا جز مشکلات و تنهایی نصیبمان نشد.
از سفره این بزم به جز زهر نخوردیم
وز ساغر این عیش به جز غم نچشیدیم
هوش مصنوعی: در این جشن و میهمانی، ما جز تلخی نیازی نداشتیم و از شراب این لذت، جز اندوهی نچشیدیم.
دل کندزما یار ودل از یار نکندیم
برید زما مهر وازاوما نبردیم
هوش مصنوعی: ما از معشوق جدا شدهایم، اما دل از او دلخوش نیست. عشق ما از او کم نشده است و او نیز مهر ما را ترک نکرده است.
هرکس که ستم کرد به ما ناله نکردیم
دیدیم بدو پرده کس را ندردیدیم
هوش مصنوعی: هرکسی که به ما آسیب زد، ما شکایت نکردیم و فقط نگاه کردیم. دیدیم که به او کسی آسیب نمیزند و پردههای حرمت را پاره نمیکند.
تا دیده ما دید ندیدیم به جز دوست
جز قصه حسن رخش از کس نشنیدیم
هوش مصنوعی: ما هیچ چیز دیگری جز دوست را ندیدیم و از هیچکس جز قصه حسن رخش چیزی نشنیدیم.
ای یار چه کردیم که کندی پرما را
از بامتوبربام دگر کس نپریدیم
هوش مصنوعی: ای دوست، ما چه کردهایم که نمیتوانیم از بام تو به بام دیگری برویم؟
ز اقبال بلندی که به ما داده خداوند
جز بار بتان بار کسی را نکشیدیم
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و رحمت خداوند، ما هیچگاه بار سنگین و غیرقابل تحملی را به جز بار محبت معشوقان بر دوش نکشیدیم.