برگردان به زبان ساده
نگفتم دل مکن اینقدر غارت
که ترسم آخر افتی در مرارت
هوش مصنوعی: نگفتم دل را اینقدر به درد و رنج نینداز که نکند در نهایت به مشکلات بزرگتر گرفتار شوی.
شه آگه گشته و داده است فرمان
به گیر و دار هر کس کرده غارت
هوش مصنوعی: پادشاه از اوضاع آگاه شده و دستور داده است که هر کسی را که غارت کرده، دستگیر کنند.
دل ما راچرا ویرانه کردی
نمی بودت اگر عزم عمارت
هوش مصنوعی: چرا دل ما را خراب کردی؟ اگر تصمیم به ساختن داشتی، نباید اینطور میشد.
لب لعل تو از بس هست شیرین
خیالش در مزاج آرد حرارت
هوش مصنوعی: لبهای سرخ و شیرین تو به قدری گوارا و دلنشین هستند که خیال آنها در دلم آتش شوق و محبت را به وجود میآورد.
همی بینم به روی دوشت افتد
چرا دارد چنین زلفت جسارت
هوش مصنوعی: من میبینم که چطور زلفهای تو به روی دوشت افتاده است و دلیل این جسارت را نمیفهمم.
بشارت می دهم خود جان ودل را
به قتلم گر بفرمایی اشارت
هوش مصنوعی: من به جان و دل خود خبر خوش میدهم که اگر تو اشاره کنی، آمادهام برای قربانی شدن.
ندارد عشق و زاهد گشته عابد
چه حاصل از نماز بی طهارت
هوش مصنوعی: عشق و محبت معنایی ندارد وقتی که کسی فقط به عبادت ظاهری بپردازد و درونش خالی از پاکی و صداقت باشد. نماز بدون طهارت باطن هیچ فایدهای ندارد.
بهای بوسه ات دادم دل وجان
نکرده بهتر از این کس تجارت
هوش مصنوعی: من بهای بوسهات را با دل و جان دادم و هیچ چیز بهتر از این معامله را نمیتوانم تصور کنم.
بلند اقبال گردیدم هماندم
که از وصل تو دادنم بشارت
هوش مصنوعی: در همان لحظهای که خبر وصال تو به من رسید، شادکامی و خوشبختی بر من چیره شد.