برگردان به زبان ساده
دست درحلقه آن زلف پریشان کردم
هر چه دل بود در آنبی سروسامان کردم
هوش مصنوعی: دست در حلقهی آن موهای پریشان کردم و تمام احساسات و عواطفی که در دل داشتم را بیسروسامان و بینظم نمودم.
گرچه هر حلقه آن زلف چو ثعبانی بود
پنجه بی واهمه در پنجه ثعبان کردم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هر یک از حلقه های آن زلف پیچیده و ماریگونه است، من بدون هیچ ترسی دست در دست آن مار گذاشتم.
دامن من به مثل کان بدخشان گردید
بسکه خون جگر از دیده به دامان کردم
هوش مصنوعی: دامنم مانند سنگهای قیمتی بدخشان شده است، زیرا بهقدری اشکهایم از دلbroken گلویم به دامنم ریخته که آن را زینت دادهاند.
دست من خسته شد از بس به گریبان زد چاک
یادهرگه که از آنچاک گریبان کردم
هوش مصنوعی: دست من از بس که به گریبانم زدم خسته شده، به یاد هر بار که از چاک گریبانم دست کشیدم.
همه گفتند که درد تو ندارد درمان
درد خود را ز لب لعل تودرمان کردم
هوش مصنوعی: همه گفتند که درد تو درمانی ندارد، اما من درد خود را با لبهای لعل تو درمان کردم.
گشته ثابت به حکیمان که بود جوهر فرد
در وجودش ز دهان توچو برهان کردم
هوش مصنوعی: حکیمان به این نتیجه رسیدهاند که در وجود هر فرد، جوهری خاص وجود دارد و من با دلایل خود این را به تصویر کشیدم.
قدسیان نام نهادند بلنداقبالم
در ره عشق تو تا ترک دل و جان کردم
هوش مصنوعی: فرشتگان به خاطر عشق تو، مرا خوشبخت و سرشار از سعادت نامیدند، زیرا به خاطر تو از دل و جانم گذشتم.