برگردان به زبان ساده
خراب کرد فراق رخ تو بنیادم
روا بود که کنی از وصالت آبادم
هوش مصنوعی: فراق و دوری از چهرهات باعث ویرانی پایههای وجودم شد، و حق داشتی که با وصل کردن خود به من، زندگیام را آباد کنی.
به هر لباس کنی جلوه هستمت عاشق
که دل به عشق تو درعالم ازل دادم
هوش مصنوعی: هر لباسی که به تن کنی، زیبایی تو را به نمایش میگذارد و من، عاشق تو هستم؛ زیرا از ازل دل خود را به عشق تو سپردهام.
اگر به صورت لیلی شوی چو مجنونم
وگر به جلوه شیرین شوی چوفرهادم
هوش مصنوعی: اگر تو به زیبایی لیلی تبدیل شوی، من مانند مجنون عاشق تو میشوم و اگر به شکلی شیرین و دلربا ظاهر شوی، همچون فرهاد برای تو قربانی میشوم.
وصال وهجر تودرپیش من بود یکسان
به دوستی که نه از این غمین نه ز آن شادم
هوش مصنوعی: در برابر من، بودن در کنار تو و دوری از تو هیچ تفاوتی ندارد، همانطور که یک دوست نه از این مشکل ناراحت است و نه از آن.
مرا توروز وشب اندر برابر نظری
ز قیدنیک وبد و وصل وهجرت آزادم
هوش مصنوعی: من در روز و شب همواره در برابر نگاهی قرار دارم که مرا از قید و بند خوب و بد و اتصال و جدایی آزاد میکند.
دلم ز عشق توپر آتش است و دیده پر آب
شوم چوخاک پس از مرگ وچون بردبادم
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو پر از آتش است و چشمانم پر از اشک. مانند خاکی که پس از مرگش میسوزد و مانند برگی که در باد میرقصد.
دل ار که راه به دل دار از چه روعمری است
نه یاد کرده ای از من نه رفتی از یادم
هوش مصنوعی: اگر دل تو به دل من راهی دارد، پس چرا این قدر غافل هستی؟ نه از من یاد میکنی و نه مرا از یاد بردهای.
فراز شاخه طوبی بدم بلند اقبال
چه شد که در قفس این جهان درافتادم
هوش مصنوعی: از بالای درخت طوبی، درخشندگی و شانس خوبی به من روی آورد، اما چرا من در قفس این دنیا گرفتار شدم؟