برگردان به زبان ساده
آن پری پابست گیسوی گره گیرم نمود
عاقبت دیوانه ام کرد وبه زنجیرم نمود
هوش مصنوعی: آن پری که موهایش را به زیبایی گره زده بود، بالاخره مرا دیوانه کرد و به زنجیر احساساتم درآورد.
من نمی دادم بدودل نعلی از ابروی خویش
اندرآتش بردوسحری کردوتسخیری نمود
هوش مصنوعی: من هرگز اجازه نمیدادم که عیب و زشتی دیگری باعث درد و رنج من شود، بلکه برعکس، با قدرتی که دارم آن را به نفع خودم تبدیل میکردم.
اینهمه چنین برجبین و چهرم از پیری مبین
درجوانی عشق روی اوچنین پیرم نمود
هوش مصنوعی: به خاطر عشق او، حتی با وجود پیری، جوانیام را فراموش کردهام و زیبایی او همچنان در چهرهام جلوهگر است.
نیست از بسیاری عمر اینکه پشتم گشته خم
قد خمیده چون کمان آن قدچو تیرم نمود
هوش مصنوعی: عمر طولانی به من فایدهای نداشته و به خاطر سختیهای زندگی، احساس خمیدگی و ناتوانی دارم. مانند کمانی که خم شدهام، قد و قامت من نیز به خاطر مشکلات ضعیف شده و مانند تیری که در مضیقه است، خود را کوچک و ناتوان احساس میکنم.
اندر اول سر به سر هجرش مرا دیوانه کرد
واندر آخر وصل او آباد وتعمیرم نمود
هوش مصنوعی: در ابتدا، دوری و هجران او مرا دچار جنون کرد، ولی در پایان، وصال او زندگیام را آباد و رونق داد.
گفتم آهوئی است چشم او چو دیدم مژه اش
مات گشتم درنظر چون چنگل شیرم نمود
هوش مصنوعی: گفتم چشمان او مانند آهو است، اما وقتی مژههایش را دیدم، در دل به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم. او همچون یک شیر در نظر من جلوه کرد.
چون بلند اقبال بودم درهمه قولی فصیح
وصف رویش اخرس وعاجز ز تقریرم نمود
هوش مصنوعی: چون خوششانس و موفق بودم، نتوانستم به خوبی زیبایی چهرهاش را توصیف کنم و در این کار عاجز و ناتوان ماندم.