برگردان به زبان ساده
زلف از آنرو به رخ یار مشوش باشد
که مشوش بود آنکس که درآتش باشد
هوش مصنوعی: زلف یار به خاطر آن ناپایدار و بینظم است که خود او هم در آتش شور و اشتیاق قرار دارد.
بر دلم نقش گرفته است خیال رخ دوست
منزل اوست دلم خواست منقش باشد
هوش مصنوعی: در ذهن من تصویر چهره دوست جا گرفته است و دل من آرزو دارد که همیشه این تصویر در دل بماند.
شاه شطرنج غم عشق تو تا شد دل من
مات در پیش رخت آمده درکش باشد
هوش مصنوعی: غم عشق تو باعث شد که دل من در برابر زیبایی تو مانند یک مهره شطرنج مات شود. به همین دلیل، باید این احساس را درک کنی و به آن توجه کنی.
مبتلا شد به بلا گر دل ما خوشحالیم
عاشق روی تو باید که بلاکش باشد
هوش مصنوعی: اگر دل ما به درد و مشکل مبتلا شده و در رنج است، خوشحالیم؛ چون عاشق تو باید در مصیبتها و مشکلاتت شریک باشد.
چشمت از راست کشد طره ات از چپ به میان
بر سر خته دلم این چه کشاکش باشد
هوش مصنوعی: چشمانت از سمت راست به من نگاه میکنند و موهای وز کردهات از سمت چپ به چهرهام میریزد. این چه درگیری و تنشی است که در دل من ایجاد کردهای؟
ترسم از اینکه ببرند سر زلف تورا
بسکه در کشور شه رهزن وسرکش باشد
هوش مصنوعی: میترسم که به خاطر زیبایی موهای تو، تو را بربایند، زیرا در این سرزمین افرادی وجود دارند که بیرحم و دزداناند.
خواستم چاره درد دل خود را ز طبیب
گفت بوس از لب یار و می بی غش باشد
هوش مصنوعی: من به دنبال راه حلی برای درد دل خود بودم و پزشک به من گفت که تنها بوسهای از لب محبوب و نیکویی هم چون شراب، میتواند شفای دل من باشد.
خویش راخودکشم و خوشدلم از کشتن خویش
دلت از قتل بلنداقبال ار خوش باشد
هوش مصنوعی: من خود را به دست خود میکشم و از کشتن خود راضیام، اگر قلبت از این سرنوشت شاد باشد.