برگردان به زبان ساده
تو را به است ز به غبغب وز سیب زنخ
به دستم آید اگر این دو یک زمان بخ بخ
هوش مصنوعی: اگر تو در کنار من باشی و زیباییات را با غبغب و سیب مانندت به من نشان دهی، هر دو را به یک زمان خواهم گرفت و از نعمت وجودت لذت میبرم.
ز کشتهها همی از بس که پشتهها سازی
به هرکجا که گذر میکنی شود مسلخ
هوش مصنوعی: از شدت کشت و کشتار و انبوهی کشتهها، هر جا که بروی، گویا به محلی برای ذبح و کشتن تبدیل شده است.
رفو به چاک دل ما نمیشود جز این
که گیری از مژه سوزن ز تار گیسو نخ
هوش مصنوعی: تعمیر و بهبود زخمهای دل ما ممکن نیست، مگر اینکه تو از مژههای خود مانند سوزن، نخی از موهای گیسویت بگیری.
به پیش چهر تو آتش بدان همه گرمی
روا بود شود افسردهتر اگر از یخ
هوش مصنوعی: اگر آتش جلوهگر چهره تو باشد، پس هر گرما و حرارتی هم باشد، باز هم آنچه که از یخ سردتر است، افسردهتر میشود.
نثار بزم حضورت اگر کنم سر و جان
همان حدیث سلیمان شده است و ران ملخ
هوش مصنوعی: اگر بخواهم جان و دل را در میهمانی تو نثار کنم، در واقع همانند داستان سلیمان و پرچم ملخ است.
مرا به جان تو نزدیکتر ز جان و دلی
کنند دورم اگر از برت دو صد فرسخ
هوش مصنوعی: به من نزدیکتر از جان و دل تویی، اما اگر از تو دور شوم، حتی اگر فاصلهام دو صد فرسخ باشد، احساس تنهایی میکنم.
چه فخرها که به خاقان کند بلنداقبال
چو زنگیاش دهی ار جا به گوشهٔ مطبخ
هوش مصنوعی: اگر به کسی مقام و جایگاه مناسب بدهی، او میتواند در بالاترین سطح از خود فخر و مباهات نشان دهد، حتی اگر او در موقعیتی پایین مانند آشپزخانه باشد.