برگردان به زبان ساده
خجلم ز حسرت پیریی که ز چشم تر نکشد قدح
ستم است داغ خمار شب به دم سحر نکشد قدح
هوش مصنوعی: من از حسرت پیری شرمندهام، زیرا شراب ستم به دم صبح نمیتواند داغ شب را از چهرهام محو کند.
ز شرار کاغذم آب شد تب و تاب عشرت میکشی
که به فرصت مژه بستنیکسی اینقدر نکشد قدح
هوش مصنوعی: از آتش عشق من، کاغذم در حال سوختن است و از شدت احساسم، تب و تابی دارم. تو در حال نوشیدن میباشی و با چشمانت لحظهای برای خودت وقت میگذاری، اما اینقدر کسی رنج نکشد و کسی به خاطر تو آنقدر دچار درد و مصیبت نشود.
ندمید یک گل ازین چمن که ندید عبرت دلشکن
بهکجاست فال طرب زدنکه به دردسر نکشد قدح
هوش مصنوعی: یک گل از این باغ نچید، چرا که دلش نمیخواست عبرتی بگیرد. به کجا رفت آن خوشی که آدم را به دردسر نیندازد؟
ز بنای عالم رنگ و بو اثرثبات طرب مجو
که درین چمن ز می وفا گل بیجگرنکشد قدح
هوش مصنوعی: در این جهان، رنگ و بو زاده شدهاند، اما نباید از ثبات شادی انتظار داشته باشی؛ زیرا در این گلستان، گل عشق و وفا نمیتواند بدون درد و رنج، شرابی را برای ما بیافریند.
ز غنا و فقر هوکشان به خراب باده فسون مخوان
که به حرف وصوتپر و تهی غمخشک و تر نکشد قدح
هوش مصنوعی: از ثروت و فقر دو گروه به نوازش و خرابی میآیند، اما به زرق و برق و آواز نمیتوان دل را شاد کرد؛ چرا که با فقط گفتن و آواز خواندن، غم را نمیتوان سرکوب کرد.
به چمن ز سایهٔ سرو تو ندمید گردن شیشهای
که چو طوق قمری از انجمن به هواش پر نکشد قدح
هوش مصنوعی: به خاطر سایهی سرو تو، به باغ و چمن نخواهم آمد، چرا که شیشهای که گردنش نرم و لطیف است، مثل طوق قمری، توان پرواز از جمع را ندارد.
به خیال چشم تو میکشم زهزار خمکده رنگ می
قلم مصورنرگست چهکشد اگرنکشد قدح
هوش مصنوعی: من در خیال تو مینوشم، با هزار رنگ و نقش از خمکده، که اگر شرابی بزنم، چه عکسی خواهد کشید، اگر که برایم نوشیدنی نباشد.
به هوای عافیت اندکی به درآ ز دعوی میکشی
که ترا ز حوصله دشمنی چو شراب درنکشد قدح
هوش مصنوعی: برای رسیدن به آرامش و به دور از مشکلات، بهتر است کمی از بحث و جدل فاصله بگیری و به جای دشمنی، از زندگی لذت ببری؛ زیرا مثل شراب که شاید در جام نریزد، زندگی هم با خصومت نمیگذرد.
ز شراب محفلکرو فر همه راست شورو شردگر
تو دماغ تازهکن آنقدرکه به مغز خر نکشد قدح
هوش مصنوعی: از شراب مجلس و شادی آن، همه چیز خوش و دلچسب است. تو هم آنقدر بنوش که حال و هوایت عوض شود و غم و اندوه را فراموش کنی.
خط جام همت میکشان زده حلقه بر در مشربی
که چو حلقهگر همه خون شود به در دگر نکشد قدح
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر به جامی اشاره میکند که نوشیدنی و همت را به جمع میآورد. او به مکان یک مشرب (محل نوشیدن) اشاره میکند که آنقدر جذاب و پرشور است که هرکس بخواهد به آنجا وارد شود، باید با خون و جان خود به استقبال بیاید و نمیتواند به آسانی از آنجا دل برکند. در واقع، این بیت به شور و شوق عمیق انسانها برای وصل شدن به یک منبع خاص لذت و معرفت اشاره دارد.
نرسد تردد این و آن به وقار مشرب بیدلی
که دماغ عالم موج و کف ز می گهر نکشد قدح
هوش مصنوعی: تردد و رفت و آمد افراد مختلف نمیتواند بر آرامش و وقار روح کسی که در آشتی با خود و زندگیاش است، تأثیر بگذارد. زیرا دنیا و مشکلات آن مانند امواج دریا هستند و نمیتوانند او را از مسیر خود دور کنند یا او را وادار به ترک آرامش کنند.