برگردان به زبان ساده
که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلت
که نبست طاقت هرزه دوقدمی برآبله محملت
هوش مصنوعی: در دنیای پرچالش و ناامنی که در آن زندگی میکنیم، کسی که به دنبال آرامش و امنیت است، باید به جایی برود که بتواند در آنجا خوش بگذراند. اما طاقت و توان هر کس متفاوت است و ممکن است نتواند با ناملایمات و مشکلات کوچک کنار بیاید. در حقیقت، رسیدن به سعادت و آرامش نیازمند شجاعت و مقاومت است.
نه تکلف تک و تاز کن نه تلاش دور و دراز کن
ز گشاد یک مژه ناز کن به هزار عقدهٔ مشکلت
هوش مصنوعی: نه خودت را به زحمت بنداز و نه به سختی تلاش کن، به سادگی و با ناز یک مژه دلربایی کن، و به راحتی بر مشکلاتت غلبه کن.
تو کم از غبار سحر نهای به تردد آن همه نم مکش
کهگذشتهای ز جهات اگر عرق جبین نکند گلت
هوش مصنوعی: تو هم مانند غبار صبح زود هستی، پس چرا از آن همه رطوبت و سردی نمیگریزی؟ اگر گل بر اثر عرق پیشانی از حرکت نایستد، تو هم نباید از جادهها فاصله بگیری.
بهکتاب دانش این و آن مکن آنقدر سبقت روان
که دمد زپشت و رخ ورق خط شبههٔ حق و باطلت
هوش مصنوعی: به دانش کتابها تنها اکتفا نکن و آنقدر زیاد عجله نکن که از یاد ببری که حقیقت و باطل گاهی در ظاهر مشترک هستند.
ز سواد کارگه صور به غبار نقب گمان مبر
تو به شرط آنکهکنی نظر همه عینک آمده حایلت
هوش مصنوعی: در عین این که کارهای ظاهری و سطحی را مشاهده میکنی، نباید تنها به ظواهر اکتفا کنی. اگر بخواهی به عمق ماجرا پی ببری، باید با دقت و نگاهی عمیق به مسایل بنگری و از چیزهای سطحی دوری کنی.
قدمت به کنج ادب شکن در ناز خیرهسری مزن
ستم است جرأت ما و من چو نفس کند به در از دلت
هوش مصنوعی: به آرامی و با احترام قدم بگذار، زیرا در دل خامی و خودپسندی خود، به کسی آسیب نرسان. شجاعت ما از نفسمان جدا میشود وقتی که در دل تو جایی نداشته باشد.
چوشکستکشتیات از قضا به محیطگم شو و برمیا
که مباد غیرت سوختن فکند چوتخته به ساحلت
هوش مصنوعی: اگر کشتیات به طور ناگهانی در دریا گم شود، بکش و از آنجا دور شو، که نگذار غیرت تو مانند یک تخته چوب در سواحل به آتش کشیده شود.
زحریر و اطلس کروفر به قبا رجوع هوس مبر
که به خویش تا فکنی نظر ز دو سوست زخم حمایلت
هوش مصنوعی: از پارچههای نرم و با ارزش مانند حریر و اطلس برای لباس شیک و زیبا استفاده نکن. برای خودت آرزوی بیشتری نداشته باش، چون ممکن است در نگاه به گذشته دچار زخم و درد شوی.
اگر اهل جود وکرامتی بگشاکفی به شکفتنی
که سحر طواف چمنکند ز تبسم لب سایلت
هوش مصنوعی: اگر با دست generosity و بخشندگی خودت را گشودهای، لبخندت میتواند بهاری شگفتانگیز در باغ ایجاد کند که همهجا را طواف کند.
همه جا جمال تو جلوهگر همه سو مثال تو در نظر
به تأملی مژه بازکن که نسازد آینه غافلت
هوش مصنوعی: در هر جایی زیبایی تو درخشنده است و همه جا نشانهات را میتوان دید. فقط کافیست با دقت و تأملی عمیق به اطراف نگاه کنی تا متوجه شوی که غفلت نمیتواند تو را از درک این زیباییها بازدارد.
ادبم کجا مژه واکند که حق تحیّر ادا کند
دو جهانگرفته هجوم دل ز نگاه آینه مایلت
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این مسئله اشاره دارد که آداب و رسوم و ادب او به قدری عظیم و شگفتانگیز است که حتی حق هم در مقابل آن دچار حیرت و بهت میشود. اینجا دو جهان به نوعی تحت تأثیر نگاه و زیبایی آینهای قرار میگیرند که دل را به خود جذب میکند. به عبارتی، نگاه کسی که در کانون توجه است، میتواند تأثیر عمیقی بر دیگران بگذارد و این تأثیر به حدی است که همه چیز را تحتالشعاع قرار میدهد.
ز شکوه برق غرور تو که شود حریف حضور تو
همه جا نگاه ضعیف ما مژه میکشد به مقابلت
هوش مصنوعی: از زیبایی و قدرت تو، هیچ کس جرات مبارزه با تو را ندارد. همه جا، نگاههای ما با احتیاط و به احترام تو، به تماشای تو مینشینند.
به تسلی دل چاک ما که رسد ز بعد هلاک ما
که شکسته برسر خاک ما پری ازتپیدن بسملت
هوش مصنوعی: برای تسکین دل پژمرده ما، وقتی که از بعد از مرگ ما، آنچه که برسر خاک ما فرود آمده است، پرندهای از تپیدن به سوی تو میآید.
به جهان شهرت علم و فن اگر این بود اثر سخن
نرسد خروش قیامتی به صریر خامهٔ بیدلت
هوش مصنوعی: اگر در دنیا علم و مهارت تأثیر واقعی داشت، پس هیچ صدای قیامتی به دلیل نالهٔ قلم بیدلت نخواهد رسید.