برگردان به زبان ساده
یأس مجنون آخر از پیچ و خم سودا گذشت
با شکستی ساخت دل، کز طرهٔ لیلا گذشت
هوش مصنوعی: مجنون از ناامیدیاش با پیچیدگیهای عشق گذشت و دلش را با شکستی ساخت که از موهای لیلا عبور کرد.
غفلت ما گر به این راحت بساطآرا شود
تا ابد نتوان به رنگ صورت از دیبا گذشت
هوش مصنوعی: اگر ما در این دنیا با غفلت زندگی کنیم و همه چیز را آسان و بیدقت بگیریم، تا ابد نمیتوانیم به حقیقتی فراتر از ظواهر این دنیا دست پیدا کنیم.
هم در اول باید از وهم دو عالم بگذری
ورنه امروز تو خواهد دی شد و فردا گذشت
هوش مصنوعی: برای اینکه به حقیقت واقعی برسید، باید از برداشتها و تصورات نادرست خود درباره دنیا و دو عالم عبور کنید. در غیر این صورت، امروز شما به مانند دیروز نخواهد بود و فردا نیز به گذشته خواهد پیوست.
جوش اشکم در نظر موجیست کز دریا رمید
شعلهٔ آهم به دل برقیست کز صحرا گذشت
هوش مصنوعی: چشمان من اشکی دارد که مانند موجی از دریا میپیچد، و شعلههای درد من در دل، همچون برقی است که از بیابان عبور کرده است.
چند چون گرداب بودن سر به جیب پیچ و تاب؟
میتوان چون موج دامن چید و زین دریا گذشت
هوش مصنوعی: چند بار مثل گرداب احساس غرق شدگی میکنیم؛ اما میتوانیم با قدرت و اراده مانند موج روی آب حرکت کنیم و از این دریا عبور کنیم.
کاش همدوش غبار از خاک برمیخاستیم
حیف عمر ما که همچون سایه زیر پا گذشت
هوش مصنوعی: ای کاش ما نیز همچون غبار از زمین برمیخواستیم، افسوس که عمر ما مانند سایههایی گذران زیر پاها رفت.
خون شو ای حسرت که از مقصد رهت دور است، دور
آخرت در پیش دارد هرکه از دنیا گذشت
هوش مصنوعی: ای حسرت، به گریه بپرداز که به هدفی که میخواهی، خیلی دور هستی. هر کس از دنیا عبور کند، دوری آخرت در پیش رو دارد.
در دل آن بیوفا، افسون تأثیری نخواند
تیر آهم چون شرر هرچند از خارا گذشت
هوش مصنوعی: در دل آن شخص بیوفا، هیچ تأثیری از ناله و گریه من احساس نشد، انگار که آتش زبانه میکشد و میسوزد، اما او از این درد بیخبر است.
بر بنای دهر از سیل قیامت نگذرد
آنچه از روی عرقناک تو بر دلها گذشت
هوش مصنوعی: آنچه از محبت و احساسات تو بر دلها تأثیر گذاشته، از حوادث و زمانهای که میگذرد، محو نخواهد شد.
هستی ما نام پروازی به دام آورده بود
بینشانی بال زد چندانکه از عنقا گذشت
هوش مصنوعی: ما در بودن خود، مانند پرندهای در حال پرواز هستیم که به دام افتاده و هویتی نامشخص دارد. این پرنده به حدی پرواز کرده که حتی از موجودی افسانهای مانند عنقا نیز عبور کرده است.
بزم هستی قابل برهمزدن چیزی نداشت
آنکه بگذشت از علایق پر به استغنا گذشت
هوش مصنوعی: مجلس زندگی ارزش برهمزدن نداشت، چرا که کسی که از وابستگیها گذشت، با خودکفایی و بینیازی این دنیا را ترک کرد.
داغ هرگز زیردست شعلهٔ تصویر نیست
بسکه واماندیم، نقش پای ما از ما گذشت
هوش مصنوعی: هرگز زخم یا درد نمیتواند به عمق شعلهٔ عشق برسد؛ زیرا ما به قدری در تکرار و انتظار ماندیم که اثر پاهایمان از وجود ما عبور کرده و به فراموشی سپرده شده است.
حیف بر منصور ما تسلیم راهی وانکرد
از غرور وهم بایست اندکی بالا گذشت
هوش مصنوعی: متن اشاره دارد به این که برای منصور، که در یک موقعیت خطرناک قرار داشته، بسیار افسوس است که او تسلیم شده و در برابر مشکلات عقبنشینی کرده است. اگر او از غرور و شکهای خود کمی گذشته بود و از محدودیتها فراتر میرفت، میتوانست به راهحل بهتری دست یابد.
از لباس توبه عریان است تشریف نجات
بیدل امشب موج می از کشتی صهبا گذشت
هوش مصنوعی: از لباس تو که بر تنم است، معلوم میشود که در چه حالتی هستم. شب گذشته موجی از سمت کشتی شراب گذشت و احساس آزادی و رهایی را به من داد.