برگردان به زبان ساده
با دل تنگ استکار اینجا ز حرمان چاره نیست
گر همه صحرا شویم از رنج زندان چاره نیست
هوش مصنوعی: در اینجا، احساس دلتنگی و ناامیدی به وضوح بیان شده است. زندگی در این مکان پر از غم و اندوه است و هیچ راه حلی برای رهایی از این رنج و درد وجود ندارد. حتی اگر هر یک از ما تلاش کنیم تا محیطی وسیع و آزاد بسازیم، باز هم نمیتوانیم از مشکلات و زندانهای ذهنی خود فرار کنیم.
زآمد ورفت نفس عمریست زحمت میکشیم
خانهٔ ما را ازین ناخوانده مهمان چاره نیست
هوش مصنوعی: زندگی به گذر و مرور نفس در طول عمر میگذرد و ما باید تلاش کنیم که خانهمان را از مهمانانی که ناخواسته و بدون دعوت به زندگیمان وارد میشوند، حفظ کنیم. چارهای جز این نیست که با زحمت به سر و سامان دادن اوضاع بپردازیم.
دشت تا معموره یکسر از غبار دل پر است
هیچکس را هیچجا زین خانه ویران چاره نیست
هوش مصنوعی: دشت تا سرحد آبادانی از غبار دل پر شده است و هیچکس در هیچکجا برای این خانه ویران راه حلی ندارد.
تا نفس باقیست باید چون نفس آواره زیست
ای سحر بنیاد از وضع پریشان چاره نیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهایم، باید مانند نفس، در جستوجو و گشت و گذار زندگی کنیم. ای بنیاد سحر و جادو، چارهای برای وضعیت آشفته و پریشان ما وجود ندارد.
سعی تدبیر سلامت هم شکست دیگر است
در علاج زخم خار از چین دامان چاره نیست
هوش مصنوعی: تلاش برای درمان سالمتی گاهی هم به نتیجهای نمیرسد، و برای درمان زخمهای حاصل از مشکلات هیچ راهی وجود ندارد.
دامن خود نیز باید عاقبت از دست داد
کف به هم ساییدن ازطبع پشیمان چاره نیست
هوش مصنوعی: در نهایت باید به این واقعیت توجه کنیم که ممکن است حتی چیزهایی که به نظر میرسد از دست نخواهند رفت، به تدریج از ما دور شوند. تلاش کردن و نگران بودن در این زمینه بیفایده است و بهتر است با آن کنار بیاییم.
جرأت پیری چه مقدار انفعال زندگیست
پشتدستی همگر افشاری ز دندان چاره نیست
هوش مصنوعی: جرأت و شجاعت انسانها به سن و سال آنها بستگی ندارد. زندگی میتواند گاهی به ما چالشهایی تحمیل کند که به نظر بیپایان میآید، اما راهی برای مقابله با آن وجود دارد و نمیتوان به سادگی از آن فرار کرد.
آدم از بهر چه گندمگون قرارش دادهاند
یعنی این ترکیب را از حسرت نان چاره نیست
هوش مصنوعی: آدم به چه دلیل با رنگی مشابه گندم ساخته شده است؟ این نشاندهنده این است که حسرت نان و معاش در وجود او نهفته است و نمیتوان از آن فرار کرد.
آگهیگرد دو عالم شبهه دارد درکمین
تا نگه باقیست از تشویش مژگان چاره نیست
هوش مصنوعی: در جهان، کسی که از وضعیت و حقیقت آگاه است، هنوز در حالت تردید و نگرانی قرار دارد. تا زمانی که نگاه و اشکهای دلپذیر او در حال حاضر وجود دارد، نمیتوان راهی برای رفع این تشویش یافت.
کارها با غیرت عشق غیور افتاده است
ششجهت دیدار و ما را ازگریبان چاره نیست
هوش مصنوعی: کارها به خاطر غیرت عشق به حالت جالبی افتاده است و ما در این وادی، از هیچ راهی نمیتوانیم خود را نجات دهیم.
عمرها شد در کف رنگ حنا آیینه است
گر نیاید یادت ازخون شهیدان چاره نیست
هوش مصنوعی: سالها گذشت و در کفن تو رنگ حنا وجود دارد، اما اگر یاد شهیدان به ذهنت نیاید، راهی وجود ندارد.
برق تازی با رم هر دره دارد توأمی
ی خراب لیلی از سیر غزالان چاره نیست
هوش مصنوعی: برق تند و تیز با حرکت سریع دره به خوبی هماهنگ است، اما لیلای سرگشته از گردش غزالها راهی برای فرار ندارد.
شاملاست اخلاقحق با طور خوبو زشت خلق
شخص دین را بیدل ازگبرو مسلمان چاره نیست
هوش مصنوعی: اخلاق واقعی در رفتار خوب و بد افراد نهفته است و بیدل، مسلمان واقعی نمیتواند از این واقعیت فرار کند.