برگردان به زبان ساده
درگلشن هوسکه سراغگلیش نیست
گریأس نوحه سربکند بلبلیش نیست
هوش مصنوعی: در باغ آرزوها، گلی یافت نمیشود و بلبل هم بهخاطر غم فقدان گل خود، نمیتواند آواز سر دهد.
آن ساز فتنهایکه تو محشر شنیدهای
زیر و بم توگر نبود غلغلیش نیست
هوش مصنوعی: آن سازی که در روز قیامت دربارهاش شنیدهای و سروصدایش را میشنوی، اگر زیر و بم تو وجود نداشته باشد، هیچ شور و هیجانی ندارد.
دیدیم حسن ساختهٔ اعتبار جاه
هرگاه بینطاقه شود کاکلیش نیست
هوش مصنوعی: ما حسن را دیدیم که به اعتبار مقام و جایگاهش شکل گرفته، اما هرگاه بدون مرز و محدودیت باشد، زیباییاش دیگر جذابیتی ندارد.
یارب به حال مفلسی خواجه رحمکن
بیچاره خربه عرض چه نازد جلیش نیست
هوش مصنوعی: پروردگارا، به حال تنگدستی این خواجه رحم کن. او دیگر هیچ چیزی برای boast کردن ندارد و در فقر و بیچارگی به سر میبرد.
آزادگان ز فکر رعونت منزهاند
باگردن آنکه ساز ندارد غلیش نیست
هوش مصنوعی: آزادگان از غروری که دیگران را به خود مغرور میکند، دوری میکنند و به کسی که به او تکیه نمیکند و روحیه قوی ندارد، توجهی ندارند.
صیادی هوس، چقدر ننگ فطرت است
شاهین حرص میپرد وچنگلیش نیست
هوش مصنوعی: یک شکارچی که شوق و طمع دارد، چقدر حیف است که با ننگ فطرت دست و پنجه نرم کند. شاهینی که به خاطر حرص و طمع پرواز میکند، اما چنگالهایی ندارد تا بتواند شکار کند.
بر انفعال، عشرت این بزم چیدهاند
تاشیشهسرنگون نشودقلقلیشنیست
هوش مصنوعی: در اینجا، به نظر میرسد که نشانههایی از آرامش و لذت در میهمانی وجود دارد، اما این آرامش به خاطر عدم تحرک و فعالیت است. به عبارت دیگر، این لحظات خوش به دقت تنظیم شدهاند تا هیچ مشکلی پیش نیاید و زیباییاش از بین نرود.
تدبیر رستگاری جاوید، نیستیست
این بحرغیرکشتی واژون پلیش نیست
هوش مصنوعی: رستگاری ابدی در گرو این است که از دریا بیکشتی و بدون راه نجات عبور کنی.
از قطره تا محیط وبال تعلق است
بیدل خوشآنکه الفت جزووکلیش نیست
هوش مصنوعی: از قطره تا دایرهی وسیع، ارتباط با دنیای مادی و تعلق به آن وجود دارد. بیدل میگوید خوشا به حال کسی که هیچ وابستگی و الفتی جز با کل وجود ندارد.