برگردان به زبان ساده
تا بهکی خواهی زلاف بخت بر سرها نشست
برخطتسلیم میباید چونقش پا نشست
هوش مصنوعی: چقدر دیگر میخواهی زیر بار سختیها بمانی؟ باید با قبول کردن واقعیت، سردرگمی را کنار بگذاری و برای بهبود وضع خودت تلاش کنی.
مگذر از وضع ادب تا آبرو حاصل کنی
چون به خود پیچیدگوهر در دل دریا نشست
هوش مصنوعی: برای کسب آبرو و اعتبار، باید از شرایط و شیوههای ادب عبور کنی؛ چراکه مانند گوهری که در عمق دریا پنهان شده، باید به خودت بپیچی و در درونت به جستجوی ارزشها بروی.
برتریها منصب اقبال هر نااهل نیست
سرنگونی دید تا زلف از رخش بالا نشست
هوش مصنوعی: برتریها و موفقیتها به دست هر کسی نمیرسند و گاهی اوقات با تغییرات غیرمنتظره، افراد نااهل نیز به موفقیت میرسند. نشان میدهد که مقدرات زندگی ممکن است به طور ناگهانی تغییر کند و قدرتمندی یا زیبایی ظاهری میتواند به نتایجی غیرمنتظره منجر شود.
بر جبین بحر نقش موجکی ماند نهان
گرد بیتابی چورنگ آخربهروی ما نشست
هوش مصنوعی: بر پیشانی دریا نشانهای از تلاطم امواج بهخوبی قابل مشاهده است، اما در عین حال این حالات ناپیدا در دل خود، راز و ناگفتههایی دارد که همچنان در نهایت آرامش بر روی ما سایه افکنده است.
آرمیدن در مزاج عاشقان عرض فناست
شعلهٔ بیطاقت ما رفت از خودتانشست
هوش مصنوعی: آرامش یافتن در حالات عاشقان، نشانهی زوال و فناست. آتش درون ما که طاقت فرساست، دیگر از خودمان دور شده است.
ازگرانجانی اسیران فلک را چاره نیست
صافها شد درد تا در دامن مینا نشست
هوش مصنوعی: زندانیان این دنیا از دست تقدیر نمیتوانند فرار کنند، دردی که داشتند اکنون آرام شده و در آغوش مینا قرار گرفته است.
پیکرم افسرد در راه امید از ضعف آه
این غبار آخر به درد بیعصاییها نشست
هوش مصنوعی: بدن من در مسیر امید ناراحت و ناتوان است و آخری که از آن مینالم به دردِ بیپناهیام افزود.
نخلهای اینگلستان جمله نخل شمع بود
هرکه امشب قامتی آراست تا فردا نشست
هوش مصنوعی: در این باغ، همه نخلها مانند شمعی درخشنده هستند. هر کس که امشب زیبایی خود را به نمایش میگذارد، تا فردا در اینجا خواهد ماند.
آبرو با عرض مطلب جمع نتوان ساختن
دست حاجت تا بلندیکرد استغنا نشست
هوش مصنوعی: نمیتوان همزمان آبرو را حفظ کرد و مطلب را به طور صریح بیان کرد. وقتی انسان به نیازهایش دست میزند، باید با اعتماد به نفس و بینیازی رفتار کند.
صرفجست وجویخودکردیم عمراما چهسود
هستی ما هم بهروزشهرت عنقا نشست
هوش مصنوعی: ما تمام عمر را صرف جست و جوی خود کردیم، اما این تلاش چه سودی دارد؟ ما هم به اندازهای معروف شدهایم که مانند پرندهٔ افسانهای "عنقا" در عصر خود شناخته میشویم.
درکفن باقیست احرام قیامت بستنت
گر توبنشینی نخواهد فتنهات ازپا نشست
هوش مصنوعی: در دنیای پس از مرگ، نشانهها و زرق و برقهای دنیا باقی نمیماند و تو اگر در جای خود بنشینی، دیگر مشکلات و فتنهها تو را از پا نخواهند انداخت.
بیدل از برق تمنایش سراپا آتشم
داغ شد هرکس بهپهلوی من شیدانشست
هوش مصنوعی: من از کشش و جذبه او کاملاً آتشین و آتشزدهام و هر کسی که در کنار من باشد، تحت تأثیر او دیوانهوار به شیدایی میرسد.