برگردان به زبان ساده
هوس دل را شکست اعتبارست
به یک مو حسن چینی ریشدارست
هوش مصنوعی: خواستههای دل را با یک اشاره و زیبایی اندکی میتوان شکست و نابود کرد، همچنان که یک مو میتواند بر اعتبار و ارزش یک چیز تاثیر بگذارد. این زیبایی هم چون چهرهی زیبا با ریشی خوشفرم است.
ز ننگ تنگچشمیهای احباب
به هم آوردن مژگان فشارست
هوش مصنوعی: به خاطر خسیس بودن دوستان و شرم از این موضوع، مژهها را به هم میفشارم.
دل بیکینه زین محفل مجویید
که هر آیینه چندین زنگبارست
هوش مصنوعی: دل بدون کینه را در این محفل جستجو نکنید، زیرا در هر لحظه و هر جا، زنگهای زیادی وجود دارد.
نمیخواهد حیا تغییر اوضاع
لب خاموش را خمیازه عارست
هوش مصنوعی: حیا به ما نمیگذارد که تغییرات وضعیت را ببینیم؛ همچنان که لبهای ساکت ما نمیتوانند از خمیازههای ما پرده برداری کنند.
جضور اهل این گلزار دیدم
همین رنگ جنا شبژندهدارست
هوش مصنوعی: در میان جمعیتی که در این باغ حضور داشتند، به چشم خود دیدم که رنگ لباس آنها شبیه به رنگهای تیره و زشت است.
عصا و ریش شیخ اعجاز شیخ است
که پیر و شیرخوارانی سوارست
هوش مصنوعی: عصا و ریش یک شیخ نشانه قدرت و نفوذ اوست، به طوری که حتی در سنین بالای خود، محبوبیت و تاثیرگذاریاش را بر روی جوانان و کودکان حفظ کرده است.
نفس را هر نفس رد میکند دل
هوای این چمن پر ناگوارست
هوش مصنوعی: هر لحظه که میگذرد، دل من به خاطر زیباییهای این باغ شگفتانگیز و دلپذیر تردید میکند.
قناعتکن ز نقش این نگینها
به آن نامیکه بر لوح مزارست
هوش مصنوعی: به آنچه در زندگی داری راضی باش و به زیباییهای ظاهری توجه نکن، زیرا ارزش واقعی در نام و یاد توست که در دلها و خاطرات مردم باقی میماند.
به دوش همتت نه اطلس چرخ
اگر عریان شوی یک جامهوارست
هوش مصنوعی: اگر به کوشش و ارادهات تکیه کنی، حتی اگر تمام دنیا بر روی شانهات باشد، اگر برهنه و بیپناه هم باشی، یک لباس ساده هم کافی است تا تو را بپوشاند.
بهچشمتگرد مجنولسرمهکش نیست
وگرنه ششجهت لیلی بهارست
هوش مصنوعی: چشم های تو مانند مجنون و پر از زیبایی است و اگر اینطور نبود، زیبایی تو همانند لیلی در دل بهار میدرخشد.
به پیش قامتش از سرو تا نخل
همه انگشتهای زینهارست
هوش مصنوعی: به خاطر قد بلند و زیبایش، همه درختان سر به زیر انداختهاند و شاخ و برگهایشان را به او تقدیم کردهاند.
جهان مینالد از بیدست و پایی
صدا عذر خرام کوهسارست
هوش مصنوعی: جهان از بیثباتی و ناپایداری خودش ناله میکند، زیرا دلیل آن به قدمهای سبک و بیمحتوا برمیگردد.
فلک تا دوری از تجدید دارد
بنای گردش رنگ استوارست
هوش مصنوعی: جهان تا زمانی که به تغییر و تحول ادامه دهد، بر اساس چرخههای رنگی و دایمی خود بنا شده است.
چو مو چندانکه بالم سرنگونم
عرق در مزرع شرم آبیارست
هوش مصنوعی: هر وقت من به اندازهای به زمین میافتم که بالهایم روی زمین بمانند، عرقی که میریزم، به مزرعهی شرم آبیاری میکند.
سراغخود درین دشت ازکه پرسم
که من تمثالم و آیینه تارست
هوش مصنوعی: در این دشت وسیع، از چه کسی باید بپرسم که من مانند یک تمثال هستم و آینهام پر از تاریکی است؟
مپرس از اعتبار پوچ بیدل
احد زین صفرها چندین هزارست
هوش مصنوعی: از اعتبار بیارزش بیدل نپرس، زیرا از این میل صفر، هزاران چیز با ارزش حاصل میشود.