برگردان به زبان ساده
خامش نفسم شوخی آهنگ من این است
سر جوش بهار ادبم رنگ من این است
هوش مصنوعی: سکوت کن ای نفس، زیرا من در حال سرودن هستم و این حالت شاداب بهار در من جریان دارد و منش و رفتار من از همین رنگ و بوی بهاری است.
عمریست گرفتار خم پیکر عجزم
تا بال وپرنغمه شوم چنگ من این است
هوش مصنوعی: مدتی است که به خاطر ضعف و ناتوانیام در قید و بند هستم، تا اینکه بتوانم پرواز کنم و همچون پرندهای آواز بخوانم. این خواسته و آرزوی من است.
بیتاب هواسنجی عمرم چه توانکرد
میزان خیال نفسم سنگ من این است
هوش مصنوعی: عمر من در هوای زندگی ناراحت و ناآرام است و نمیتوانم به خوبی حالات ذهنی خودم را بسنجید. این وضعیت، بار سنگینی برای من است.
خمیازهام آرایش پیمانهٔ هستیست
چون صبح خمارم مشکن رنگ من این است
هوش مصنوعی: خمیازه من نشانهای از روزمرگی و حالت نشئگی ناشی از زندگی است. چون که صبح به حالت خواب آلودگی دچارم، لطفا به ظاهرم به گونهای نگاه نکن که رنگ و چهرهام اینجوری است.
موج می و آرایشگوهر چه خیال است
ناموس جهان تپشم ننگ من این است
هوش مصنوعی: موجهای شراب و زیبایی جواهری که در ذهنم جا گرفته، همه خیال و وهم هستند. من از این که اعتماد و ارزش این جهان را از دست دادهام، شرمندهام.
نه ذوق هنر دارم و نه محوکمالم
مجنون توام دانش و فرهنگ من این است
هوش مصنوعی: من نه لذت هنر را میشناسم و نه در کمال هنری قرار دارم، بلکه فقط مجنون تو هستم. دانش و فرهنگ من همین است.
با هرکه طرفگشتهام آرایش اویم
آیینهام و خاصیت جنگ من این است
هوش مصنوعی: من با هر کسی که روبهرو میشوم، ویژگیها و حالتهای او را در خودم میبینم و بازتاب میکنم. خاصیت وجود من این است که در هر برخوردی به نوعی در جنگ با خودم و دیگران هستم.
ظلم است رفیقان ز دل خستهگذشتن
گر آبله دارد قدم لنگ من این است
هوش مصنوعی: رفیقان، اگر از دل خسته و ناتوان من بگذرید، این ظلم است؛ چون حتی اگر من مشکلی داشته باشم، نباید به راحتی از کنارم عبور کنید.
نامحرم آن جلوهام از بیدلی خویش
آیینه ندارم چهکنم زنگ من این است
هوش مصنوعی: زن ناشناس که جلوهگری او را میبینم، به خاطر دلشکستگیام نمیتوانم خود را در آینه ببینم. زنگار وجود من به همین دلیل است.