برگردان به زبان ساده
بیتابی عشق این همه نیرنگ هوس ریخت
عنقا پری افشاندکه توفان مگس ریخت
هوش مصنوعی: عشق باعث شده که تمام ترفندهای آرزو و هوس درهم بریزد. پرندهای زیبا و نادر به نام عنقا به پرواز درآمده و باعث شده که آشوب و بینظمی به وجود بیاید.
مستغنیگشت چمن و سیر بهاریم
بیبال و پریها چقدرگل به قفس ریخت
هوش مصنوعی: چمن و باغ به قدری پر از گل و زیبایی شدهاند که دیگر نیازی به پرواز و آزادی نداریم. در واقع، این مقدار گل و زیبایی، ما را درگیر خود کرده و در قفس زندگیامان خوشحال و راضی هستیم.
از تاب و تب حسرت دیدار مپرسید
دردیده چوشمعم نگهیپر زد و خس ریخت
هوش مصنوعی: از شدت longing و آرزوی دیدار، از من نپرس. من مانند شمعی هستم که با یک نگاه عشق، شعلهور شده و در این حالت، گلبرگهای زندگیام به دور میریزد.
ازیک دو نفس صبح هم ایجاد شفقکرد
هستی دم تیغیستکه خون همهکس ریخت.
هوش مصنوعی: سپیدهدم که دو بار نفس میکشد، شفق را به وجود میآورد. هستی مانند یک تیغ است که خون همه را میریزد.
روشنگر جمعیت دل جهد خموشیست
نتوان چو حباب آینه بیضبط نفس ریخت
هوش مصنوعی: بهتر است که در جمعها احساسات خود را کنترل کنیم و به آرامش بپردازیم. مانند حبابی که در آینه نمیتواند با نفس بیضبط خود بیفتد، ما نیز نیاز داریم که در عواطف و رفتارهایمان دقت کنیم.
دنباله دو قلقل مینای رحیلیم
ین باده جنون داشتکه در جام جرس ریخت
هوش مصنوعی: در ادامهی زیبایی و لطافت خاصی که مینای رحیلیم دارد، یک شراب خاص و پرهیجان وجود داشت که در جام جرس ریخته شده است.
بیدل ز فضولی همه بینعمت غیبیم
آب رخ این مایدهها، سیر و عدس ریخت
هوش مصنوعی: بیدل، ما از فضولی بینیازیم و در غیبت هستیم. مانند آبی که از چهرهی این سفرهی پر نعمت میریزد، ما به سیر و عدس محتاجیم.