برگردان به زبان ساده
یاد وصلی کردم آغوش من دیوانه سوخت
لالهسان از گرمی این می دل پیمانه سوخت
هوش مصنوعی: به خاطر یاد وصال، آغوش من به شدت آتش گرفت و مانند لالهای به خاطر حرارت این می، دل و جانم نیز سوخت.
نالهها رفت از دل و اِحرام آزادی نبست
پرتو خود را در اول شمع این کاشانه سوخت
هوش مصنوعی: بعد از تحمل درد و رنج، دیگر صدای ناله و گلهای از دل برنمیخیزد و احساس آزادی به انسان دست میدهد. نور و معنای واقعی زندگی مانند شعلهای در آغاز زندگیامان در این خانه خاموش شده است.
وقت رندی خوش که در ماتمسرای اعتبار
خرمن هستی چو برق از خندهٔ مستانه سوخت
هوش مصنوعی: زمانی که سرمستی و شیطنت در زیر سایهٔ غم و اندوه زندگی در حال جریان است، ناگهان مانند برق، شادی و خوشی به سرعت زوال مییابد و در آتش آن میسوزد.
دور دار از زلفش ای مشاطهٔ گستاخ، دست
آتش این دود نزدیک است خواهد شانه سوخت
هوش مصنوعی: از زلفهای او دوری کن، ای آرایشگر بیپروا، چراکه این دودی که به آتش نزدیک است ممکن است باعث سوختن شانهات شود.
عشق هرجا در خیالِ مجلسآرایی نشست
هر دو عالم در چراغ کلبهٔ دیوانه سوخت
هوش مصنوعی: عشق وقتی در ذهن کسی که به برگزاری مجالس علاقهمند است جای میگیرد، باعث میشود که تمام زیباییهای دو دنیا در نور یک کلبهٔ دیوانهوار بسوزد و محو شود.
ما نه تنها در شکنج جسم گردیدیم خاک
ای بسا گنجی که نقد خویش در ویرانه سوخت
هوش مصنوعی: ما فقط در سختیهای جسمانی دچار نشدهایم، بلکه خاک ما پر از گنجهایی است که ارزش واقعیاش در ویرانیها از بین رفته است.
اضطراب حال دل، ما را به حیرت داغ کرد
آتش این خانه رخت ما برون خانه سوخت
هوش مصنوعی: دل ما پر از اضطراب و نگرانی است، بهطوری که دلربایی و حیرت ما را فراگرفته است. آتش این خانه به قدری شدت دارد که تمام دارایی و وجود ما را از بین میبرد و ما را بیرون میسوزاند.
دود هم دستی به دامان شرار ما نزد
آخر از بیریشگی در مزرع ما دانه سوخت
هوش مصنوعی: دود هم نتوانست به آتش ما کمک کند و در نهایت به خاطر بیتوجهی ما، دانهها در مزرعهمان سوختند.
تا سواد سطری از رمز وفا روشن شود
صد نفس باید به تحقیق پر پروانه سوخت
هوش مصنوعی: برای درک عمیق وفا و محبت، نیاز است که با پایداری و صبر بسیار، تجربیات کرد و برای رسیدن به این درک، باید جانفشانی کرد و از خود گذشت.
عالمی بیدل به حرف یکدگر آرام باخت
غفلت ما هم دماغ خواب در افسانه سوخت
هوش مصنوعی: در جمعی از اهل علم و معرفت، تحت تأثیر گفتوگوهای یکدیگر قرار گرفتند و به نوعی آرامش و سکون دست یافتند. در حالی که ما به دلیل بیتوجهی و غفلت خود، مانند کسی که در خواب است، دچار توهمات و داستانهای خیالی شدیم و از واقعیت دور ماندیم.