برگردان به زبان ساده
آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت
فریاد که روشن نشد این آتش و خس سوخت
هوش مصنوعی: دل مانند آینهای است که زخم و درد را در خود نگه داشته و نفسش به شدت به درد آمده است. با ناراحتی فریاد میزند که این آتش دل هرگز خاموش نشده و هنوز به شدت شعلهور است.
واداشت ز آزادیام الفتکدهٔ جسم
پرواز من از گرمی آغوش قفس سوخت
هوش مصنوعی: آغوش قفس که با گرما و محبتش من را در خود محبوس کرده بود، باعث شد آزادیام را فراموش کنم و حالم دگرگون شود.
آهنگ رحیل از دو جهان دود برآورد
این قافله را شعلهٔ آواز جرس سوخت
هوش مصنوعی: کاروان به یاد رفتن، از هر دو جهان از دل به یاد حیات و زندگی، بخار و دود برمیخیزد و صدای زنگ جرس، آنها را در آتش اشتیاق و شوق سوزانده است.
سرمایه در اندیشهٔ اسباب تلف شد
آه از نفسی چند که در شغل هوس سوخت
هوش مصنوعی: فکر و سرمایهام به خاطر دغدغههای بیهوده از بین رفت. آه از جانم که به خاطر این آرزوهای ناچیز و زندگی ناپایدار آسیب دیدم.
از پستی همت نرسیدیم به عنقا
پرواز بلندی به ته بال مگس سوخت
هوش مصنوعی: ما به خاطر کمبود تلاش و ارادهی خود نتوانستیم به مقامهای بلند پروازی برسیم و همچنان در محدودیتهای خود باقی ماندهایم، مثل این که یک مگس با بالهای کوتاه حتی نتوانسته است پرواز کند و در آتش بسوزد.
گر خواب عدم بر دو جهان شام گمارد
دل نیست چراغی که توان بر سر کس سوخت
هوش مصنوعی: اگر وجود و واقعیت را به خواب و غفلت ببریم، دل مانند چراغی نیست که بتواند در تاریکی دیگران را روشن کند.
پا آبله کردیم دگر برگ طلب کو
بیدل عرق سعی در این پرده نفس سوخت
هوش مصنوعی: ما به خاطر تلاشهایمان دچار زخم و آزار شدهایم، حالا بگو از کجا میتوانیم آرزوهایمان را پیدا کنیم. بیدل! تلاش و کوشش ما در این دنیا باعث شده که جان ما بسوزد.