برگردان به زبان ساده
اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب
بلرزد آینه بر خود چو چشمهٔ سیماب
هوش مصنوعی: اگر به آرامی و با زیبایی نقاب را کنار بزنی، آینه در مقابل تو به شدت میلرزد، مثل اینکه زلالی و درخشش نقره از دل آن آشکار شود.
به یاد شبنم گلزار عارضت عمریست
خیال مشق شنا میکند به موج گلاب
هوش مصنوعی: به یاد زیبایی و لطافت چهرهات، همواره در ذهنم خاطراتی زنده است که مانند شنا کردن در آبهای گلاب، خوشبو و دلنشین هستند.
ز برق حیرت حسنت چو موج در گوهر
در آب آینه محوند ماهیان کباب
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و درخشندگی تو مانند نور در آب آینه، ماهیان سرزنده و شگفتزده به تماشا ایستادهاند.
خیال وصل تو پختن دلیل غفلت ماست
کتان چه صرفه بَرَد در قلمرو مهتاب
هوش مصنوعی: تصور رسیدن به عشق و وصال باعث شده که از واقعیت غافل شویم. در حالی که ارزش کتان در زیبایی و روشنی ماه تابان چه میتواند باشد؟
عروج همت ما خاک شد ز شرم نفس
کسی چه خیمه فرازد به این گسستهطناب
هوش مصنوعی: همت و تلاش ما به خاطر شرم و خجالت کسی سرانجام به خاک بدل شد. چه کسی میتواند با این وضعیت ناپایدار و درهم ریخته به برپایی یک خیمه بپردازد؟
در این چمن همه گر صد بهار پیش آید
ز رنگ رفتهٔ ما میتوان گرفت حساب
هوش مصنوعی: در این باغ، اگر صد بهار هم بیاید، باز هم نمیتوان از رنگ و جلوهی رفتهی ما چیزی به دست آورد.
چه غفلت است که از ما به موج تیغ نرفت
وگرنه قطرهٔ آبیست نشتر رگ خواب
هوش مصنوعی: چه غفلتی است که از ما به دست تیغ نمیرسد؟، وگرنه همانند یک قطره آب، برش عمیقی در رگ خواب ایجاد میکند.
به طبع قطره تپش آرمید وگوهرشد
چه فیضها که ندارد طریقهٔ آداب
هوش مصنوعی: قطره به آرامش رسید و تبدیل به مروارید شد؛ چه نعمتهایی که در راه و طریق خوب زیستن وجود ندارد.
فضای بیخودیات خالی از بهاری نیست
برون خرام ز خود، رنگ رفته را دریاب
هوش مصنوعی: فضای دور و بر تو همیشه پر از تازگی و زیبایی است، پس از خودت فاصله بگیر و زیباییهای از دست رفته را دوباره ببین و احساس کن.
ز بسکه محو تماشای او شدم بیدل
هزار آینه از حیرتم رسید به آب
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه به شدت مشغول تماشای او شدم، چنان حیرتزدهام که هزار آینه مملو از حیرت به آب رسید.