برگردان به زبان ساده
تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحهسازیها
قفس آموخت ما را صنعت قانوننوازیها
هوش مصنوعی: ما در این دنیای پر از غم و اندوه، بهطور ناخواسته به آواها و نغمههای نوحهخوانی وابسته شدهایم. این تجربههای حزنآور به ما آموختهاند که چگونه به شیوهای زیبا و هنرمندانه، قوانین و قواعد موسیقی را به کار ببریم.
جهانی را غرور جاه کرد از فکر خود غافل
گریبانها ته پا آمد از دامن طرازیها
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر خودپسندی افراد در فکر خود غافل شده است و این غرور باعث شده که دیگران از مشکلات و عواقب کارهایشان غافل شوند.
غنا دردسر اسباب بردارد؟ محال است این
گذشتن نگذرد از آب تیغ بینیازیها
هوش مصنوعی: آیا میتوان دردسرهای ناشی از غنا را برداشت؟ این امکانپذیر نیست که انسان از مشکلات و چالشها عبور کند، همانطور که نمیتوان با تیغی از آب گذشت و بینیاز شد.
در این دشت هوس یارب چه گوهر در گره بستم
عرق شد مهرهٔ گل از غبار هرزهتازیها
هوش مصنوعی: در این فضا و دشت، ای کاش بدانید چه چیز باارزشی را قفل کردهام. به خاطر آلودگی و بینظمیهای اطراف، زیبایی و طراوت طبیعت از بین رفته است.
جنون مشرب شمع است یکسر ساز این محفل
جهانی میخورد آب از تلاش خودگدازیها
هوش مصنوعی: جنون مانند شمعی است که تمام وجودش را وقف روشنایی این محفل کرده است و در این دنیا، همه چیز از تلاش برای فدای خود و خدمت به دیگران تغذیه میکند.
کمال از خجلت عرض تعین آب میگردد
خوشا گنجی که در ویرانه دارد خاکبازیها
هوش مصنوعی: کمال و پیشرفت از شرم و خجالت ناشی از مشخص شدن هویت فرد به وجود میآید. چه خوب است که گنجی در خاک و در ویرانهای نهفته شده باشد و از این خاکبازیها بهرهمند شود.
به اقبال ادب گر نسبتی داری مهیا کن
گریبانی که از سر نگذرد گردنفرازیها
هوش مصنوعی: اگر به شعر و ادب علاقهمند هستی، باید خود را آماده کنی تا با افتادگی و تواضع به مطالعه و یادگیری بپردازی و از هر گونه خودبزرگ بینی و تکبر دوری کنی.
تو با ساز تعلق درگذشتی از امل بیدل
ندارد رشتهٔ کس بیگسستن این درازیها
هوش مصنوعی: تو با نواختن ساز عشق از دنیا و مسائل آن عبور کردی. هیچ کس نمیتواند پیوند خود را بدون قطع کردن این ارتباطات طولانی، رها کند.