برگردان به زبان ساده
سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
برد ما را ز آستانهٔ ما
هوش مصنوعی: ما به خاطر تأخیر در تلاش و توجیهات بیاساس، از درگاه خویش دور افتادیم.
بسکه در پردهٔ دل افسردیم
تار شد شوخی ترانهٔ ما
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که در دل داریم، شادی و سرمستیمان در ترانهامان کمرنگ شده است.
حرف زلف مسلسلی داریم
کیست فهمد زبان شانهٔ ما؟
هوش مصنوعی: ما را رازی درباره زلفهای پیچ در پیچ است که کسی جز ما نمیتواند آن را درک کند.
جلوه کردیم و هیچ ننمودیم
نیست آیینه در زمانهٔ ما
هوش مصنوعی: ما درخشیدیم ولی هیچ چیزی آشکار نکردیم، مثل آینهای که در زمانهٔ ما وجود ندارد.
شعلهٔ رنگ تا دمید، نماند
بود پرواز ما زبانهٔ ما
هوش مصنوعی: با دمیدن شعلهٔ رنگ، دیگر چیزی از وجود پرواز ما باقی نماند.
خجلتاندود مزرع عرقیم
آب شد، تا دمید دانهٔ ما
هوش مصنوعی: ما به شدت تحت فشار و سختی هستیم و غرق در تلاش و کار هستیم، اما با این وجود، اوضاع ما به تدریج بهتر میشود و به نتایج مثبتی میرسیم.
چون سحر، گرمتاز حرمانیم
دمِ سردیست تازیانهٔ ما
هوش مصنوعی: وقتی صبح دمید و گرما شروع شد، ما همچنان در عذاب و ناکامی هستیم و آن سرما، مانند تازیانهای بر ما تأثیر میگذارد.
از مقیمان پردهٔ رنگیم
بال و پر دارد آشیانهٔ ما
هوش مصنوعی: ما از ساکنان این پرده رنگی هستیم و آشیانهمان بال و پر دارد.
گوشهٔ دل گرفتهایم ز دهر
چون کمان، در خود است خانهٔ ما
هوش مصنوعی: در دل خود که اثراتی از غم و اندوه دارد، به دور از شلوغی دنیای بیرون، مانند کمانی که در حال کشش است، محبوس شدهایم.
به فنا هم ز خویش نتوان رفت
در میان غوطه زد کرانهٔ ما
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند به راحتی از مبتلا شدن به خود نابودی فرار کند، حتی اگر در شرایط بحرانی و دشوار قرار گیرد.
نقش پا شو، سراغ ما دریاب
هست از این در، رهی به خانهٔ ما
هوش مصنوعی: به ما سر بزن و به خانهمان بیا، نشانیانت را با نشانههایی از خودت بگذار.
بیدل! از خوابهای وهم مپرس
ما نداریم جز فسانهٔ ما
هوش مصنوعی: از بیدل نپرس که چه خوابهایی دیده است، چون ما چیزی جز داستانی خیالی نداریم.