برگردان به زبان ساده
بعد ازین در گوشهٔ دل چون نفس جا میکنم
چشم میپوشم جهانی را تماشا میکنم
هوش مصنوعی: پس از این، در عمق دل خود مانند نفس جا میزنم و با چشمپوشی از هر چیز، به تماشای جهان میپردازم.
زان دهان بینشان هرگاه میآیم به حرف
بر لب ذرات امکان مهر عنقا میکنم
هوش مصنوعی: هر وقت به سخن آن دهان بینشان نزدیک میشوم، میخواهم عشق و محبت را در دل ذرات وجود جاری سازم.
تا چه پیش آید چو شمعم زین شبستان خیال
صیقل آیینه زان نقش کف پا میکنم
هوش مصنوعی: من نمیدانم که در این شب تار چه بر من خواهد گذشت، اما با وجود این، مانند شمعی روشن در این فضا، به آرزوی زیبایی و روشنی افکارم ادامه میدهم و سعی میکنم از آثار خود برای دیگران نمایان سازم.
مدعای دل به لب دادن قیامت داشتهست
رو به ناخن میتراشم کاین گره وا میکنم
هوش مصنوعی: دلباختهام و به عشق خودم میخواهم اعتراف کنم. با حوصله و دقت، ناراحتیها و مشکلات را از خود دور میکنم تا بتوانم به آزادی و روشنی برسم.
بیتمیزی کفر و اسلامم برون آوردهاند
هرچه باشد بس که محتاجم تقاضا میکنم
هوش مصنوعی: بیتفاوتی به مرزهای دین و کفر، همه چیز را از من دور کرده است؛ چون به شدت نیازمندم، از بقیه خواستهام تا کمک کنند.
نقد فطرت اینقدر مصروف نادانی مباد
خانه بازار است من در پرده سودا میکنم
هوش مصنوعی: هرگز نباید به قضاوت و نقد ذات انسانی وقت خود را هدر دهی؛ زیرا دنیای مادی پر از شلوغی و معاملات است، و من در درون خود به افکار و آرزوهایم مشغولم.
از چراغ دیدهٔ خفاش میگیرم بلد
تا سراغ خانهٔ خورشید پیدا میکنم
هوش مصنوعی: از دیدگاه و تجربهٔ کمنور خفاش بهره میبرم تا بتوانم به سوی روشنی و جایی که خورشید در آن است، هدایت شوم.
چون گهر خودداریام تاکی در ساحل زند
دست میشویم ز خویش و سیر دریا میکنم
هوش مصنوعی: به خاطر ارزش و زیباییای که در وجود خود دارم، تا کی میخواهم در کنار ساحل تنها بمانم؟ باید از خودم فاصله بگیرم و به عمق دریا بروم.
برکه نالم از عقوبتهای بیداد امل
آه از امروزی که صرف فکر فردا میکنم
هوش مصنوعی: برکهای از ناراحتیهای ظلم و ستمی که بر من رفته، آهم به خاطر روزی است که صرف فکر کردن به آینده میکنم.
نالهٔ دردی گر از من بشنوی معذور دار
غرقهٔ توفان عجزم دست بالا میکنم
هوش مصنوعی: اگر صدای نالهٔ من را شنیدی، مرا ببخش؛ چرا که در میان مشکلات و وحشتهایی که دارم، نمیتوانم به خودم مسلط شوم و فقط دستم را بالا میبرم.
بیدل از سامان مستیهای اوهامم مپرس
دل به حسرت میگدازم می به مینا میکنم
هوش مصنوعی: از احوالات خیالی و مستیهای خودم نپرس، چون دل در حسرت میسوزاند و من مشغول نوشیدن شراب از مینا هستم.