برگردان به زبان ساده
زان پری چون شیشه تا کی شکوهای خالی کنم
میرود دامانش از کف گر دلی خالی کنم
هوش مصنوعی: از آن پریروی زیبا تا چه زمانی میتوانم فقط شکایت کنم؟ او هر لحظه از دستانم دورتر میشود اگر دل را خالی کنم.
جنس حیرت گرم دارد روز بازار جمال
کاش من هم یک نگه آیینه دلالی کنم
هوش مصنوعی: در روزی که زیباییها به اوج خود میرسند، حیرت و شگفتی آنها داغ و لذتبخش است. ای کاش من هم بتوانم با یک نگاه مانند آیینه، زیبایی را به نمایش بگذارم و دیگران را به آن جذب کنم.
خاک من دارد سحر در جیب و خاری میکشد
همتی کو کاین بنای پست را عالی کنم
هوش مصنوعی: خاک من جادوی خاصی دارد و تلاش میکنم تا با آن، این وضعیت نامناسب را به موقعیتی بهتر تبدیل کنم.
دست ز اسباب جهان برداشتم اما چه سود
دل اگر بردارم از خود بار حمالی کنم
هوش مصنوعی: من از وسایل و ابزار دنیایی که دارم دست کشیدم، اما چه فایده دارد؟ اگر بخواهم دل را از همه چیز جدا کنم، باز هم باید بار سنگین زندگی را به دوش بکشم.
کثرت آثار در ترک تماشا وحدت است
چشم پوشم آنچه تفصیلیست اجمالیکنم
هوش مصنوعی: وقتی آثار و نشانههای زیادی وجود دارند، اگر به جزئیات آنها توجه نکنم و فقط به کلّ موضوع بنگریم، به وحدت و یکپارچگی دست پیدا میکنم. بنابراین تصمیم میگیرم از جزئیات چشم پوشی کنم و به صورت کلی به قضایا نگاه کنم.
آبروی شمع آخر ریخت اشک بیاثر
آرزوی مرده را تا چند غسالی کنم
هوش مصنوعی: آبروی شمع به خاطر اشکهایی که بر آرزوی مرده ریخته شده، به پایان رسیده است و من نمیدانم تا چند وقت دیگر باید غصهخوردن را ادامه دهم.
سوختن همچون چنار آسان نمیآید به دست
نوبر این رنگ شاید در کهنسالی کنم
هوش مصنوعی: سوختن مانند درخت چنار آسان نیست و به راحتی به دست نمیآید. شاید من قادر باشم این رنگ را در سالهای پیری به دست آورم.
آتش افتد در بنای فقر و من از سوز دل
گر هوس را آبیار گلشن قالی کنم
هوش مصنوعی: در دل من آتش زبانه میکشد و این فقر به جانم افتاده است. در این شرایط با عشق و اشتیاق، سوز دل خود را به زیبایی و شکوه زندگی تبدیل میکنم.
نا امید طاقت پرواز تا کی زیستن
ناله بیکارست وقف بی پر و بالیکنم
هوش مصنوعی: تا کی میتوانم بدون امید زندگی کنم؟ زندگیام تنها صدای نالهای است بدون هدف، باید بیپر و بال بودنم را متوقف کنم.
بر نیامد نه سپهر از چاره ی مخمور من
شیشهٔ دیگر تو هم پر ساز تا خالی کنم
هوش مصنوعی: نه آسمان از مشکل مستی من درست میشود، شیشهٔ دیگری هم برای تو پر کن تا من خالیاش کنم.
عاجزی بیدل ندارد چاره از خفّت کشی
نقش پایم تاکجا تدبیر پا مالی کنم
هوش مصنوعی: در شرایط ناتوانی، بیدل راهی جز تحمل ذلت ندارد. دیگر نمیدانم تا کجا میتوانم مشکلات را با تدبیر خود حل کنم و از آنها فرار کنم.