برگردان به زبان ساده
چندین مژه بنشست رگ خواب به چشمم
از خون شهید که زند آب به چشمم
هوش مصنوعی: چندین مژه بر روی رگ خواب من نشسته و از خون شهید، اشک به چشمانم میریزد.
کو آنقدر آبیکه در بن دشت جگرتاب
چون اشک کند یک مژه سیراب به چشمم
هوش مصنوعی: آیا آبی در دسترس است که بتواند مانند اشک، چشمانم را با یک پلک زدن سیراب کند؟
جز حیرت از انبوهی مژگان چه خروشد
یک تار نظر وین همه مضراب به چشمم
هوش مصنوعی: تنها حیرت و شگفتی فراوانی از انبوه مژگانِ او در دل دارم. مگر یک تار نگاهش چه غوغایی به پا میکند در حالی که این همه احساس و آهنگ در چشمانم جاری است.
دور نگهی تا سر مژگان برساندم
گرداند حیا ساغرگرداب به چشمم
هوش مصنوعی: نگاهی به دور است که میخواهم با مژگانی زیبا به آن برسم. حیا میچرخد و مانند ساغری از چشمم جاری میشود.
گر اطلس افلاک زند غوطه به مخمل
مشکل که برد صرفهای از خواب به چشمم
هوش مصنوعی: اگر آسمان با زیبایی و شکوه خود مرا در بر گیرد، متوجه نمیشوم و خوابم نمیبرد.
آیینهٔ تمثال، تعلق نپذیرد
سامان دو عالم کن و دریاب به چشمم
هوش مصنوعی: ای آینهی تصویر، به تعلقات دنیوی وابسته نمیشوی. به من بنگر و آنچه در من هست را درک کن.
از دوش فکندم به یک انداز تغافل
بار مژه بود الفت اسباب به چشمم
هوش مصنوعی: من به سادگی و بدون توجه به چیزی که مرا آزار میدهد، بار سنگینی را از دوش خود برداشتم؛ زیرا نگاه و محبت چشمان او برایم به مانند وسیلهای بود که باعث نزدیکی و علاقهام به او شد.
بیروی توهرچند به عالم زنم آتش
صیقل نزند آینه مهتاب به چشمم
هوش مصنوعی: بدون داشتن روی تو، هرچقدر که آتش عشق را در دنیا افروز کنم، باز هم چشم من نمیتواند زیبایی مهتاب را ببیند.
درکعبه به جوش آمدم از یاد نگاهت
کج کرد قدح صورت محراب به چشمم
هوش مصنوعی: در کعبه، به شدت تحت تأثیر یاد نگاه تو قرار گرفتم و به خاطر آن، شکل و اندازهٔ محراب در نظرم تغییر کرد.
غافل مشو از ضبط سرشک من بیدل
چون آبله آتش به دل است آب به چشمم
هوش مصنوعی: از غفلت دور بمان، چون اشک من در این دلی که به تپش افتاده، تشبیه به آبلهاست که در دل آتش دارد. چشمم پر از اشک است.