برگردان به زبان ساده
تا دفتر حیرت ز رخش تازه کند چشم
از تار نظر رشتهٔ شیرازه کند چشم
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشمانم از تماشای زیباییاش سیر نشود و همچنان در حیرت بمانم، چشمم نمیتواند به هیچ چیز دیگری در نظر بیفتد و تمام توجهام به او معطوف است.
از مردمک دیده به گلزار نگاهش
داغ کهنی بر دل خود تازه کند چشم
هوش مصنوعی: چشم من به زیباییهای او مینگرد و هر بار که به او نگاه میکنم، احساسات قدیمیام دوباره زنده میشود و بر دل من تاثیر میگذارد.
مشاطه ز حسرت بگزد دست به دندان
هرگه ز تغافل به رخت غازه کند چشم
هوش مصنوعی: مشاطه، که به معنای آرایشگر است، به خاطر حسرتی که دارد، با دندان دست خود را میگزد. هر بار که به طرزی بیتوجهی به تو نگاه میکند، چشمانش را به حالت تمسخر به تو میدوزد.
مپسند که در پلهٔ میزان عدالت
شوخی ستمها به خود اندازه کند چشم
هوش مصنوعی: نپسند که در مقام عدالت، دندان تهمت و ظلم به اندازهٔ خود بسنجند.
مرغان تحیر همه جغدند به دامش
هرگه ز صفیر نگه آوازه کند چشم
هوش مصنوعی: پرندههای گیج همه جغد هستند و هر بار که به دامش میافتند، با نگاهی پر از حیرت و ترس، صدا میزنند و چشمانشان را به هم میدوزند.
بیدل گل رخسار بتی خندهفروش است
وقتست که داغ دل ما تازه کند چشم
هوش مصنوعی: زیبایی صورت این بتی که لبخند میزند، مانند گل است و در این زمان، چشم او میتواند دل ما را دوباره افسرده کند.