برگردان به زبان ساده
چه دولت است که من نامت از ادب گیرم
ز شرم دست تهی دامنی به لبگیرم
هوش مصنوعی: چه خوشبختیای است که من به خاطر شرم، با ادب نام تو را بر زبان میآورم و دست خالیام را به دامن تو میزنم.
به عشق اگر همه تن غوطهام دهند به قیر
چوداغ لاله سحرها به طوف شبگیرم
هوش مصنوعی: اگر همه وجودم را در عشق غرق کنند، مانند قیر که در لایههای گل لالههای سحرگاهی پنهان است، من در شب در دریا غوطهور میشوم.
به این زبان که چو شمعم دماغ میسوزد
خموشا اگر نشوم انجمن به تبگیرم
هوش مصنوعی: در این روزها که صحبت کردن برایم دشوار شده و مانند شمعی هستم که در حال سوختن است، اگر سکوت نکنم، ممکن است از شدت احساسات دچار تب و تبخالی شوم.
خمار اگر نشود ننگ مجلس آرایی
به مستی حلب شیشهگر حلبگیرم
هوش مصنوعی: اگر مستی نتواند ننگی بردارد، من همچنان در مجلس آرایی حاضر خواهم بود و از زیباییهای حلب و هنر شیشهگری آن لذت میبرم.
غم وراثت آدم نخوردهام چندان
که راه خلد به امید این نسب گیرم
هوش مصنوعی: من آنقدر در مورد غم و اندوه ارثی که از آدم رسیده فکر نکردهام که بخواهم به امید این نسب، به بهشت فکر کنم.
ندارم این همه رغبت به لذت دنیا
که ننگ آتشک از بوی این جلب گیرم
هوش مصنوعی: من به لذتهای دنیوی اینقدر علاقهمند نیستم که بخواهم بوی آتش را از دل آن حس کنم.
چو موی چینی از اقبال من چه میپرسی
عنان به شام شکستهست سعی شبگیرم
هوش مصنوعی: اگر چه موی چینی از سرنوشت من میپرسی، باید بگم که در این حال، افسار کارها به دست یاری نیفتاده و تلاش من در شب، ناکام مانده است.
خوشست چشم بپوشم ز نقشکار جهان
هزار نسخه به این نقطه منتخبگیرم
هوش مصنوعی: خوشحال میشوم که از زیباییها و تصاویر دنیای اطراف چشم پوشی کنم و به جای آن هزاران نمونه از این نقطه خاص انتخاب کنم.
ز طرف مشرب مستان خجل شوم بیدل
دمیکه هفت فلک برگی از عنبگیرم
هوش مصنوعی: از سمت نوشیدنیهای مستکننده، خجالتزده میشوم، بیدل، وقتی که هفت آسمان را برای گرفتن یک دانه انگور در دست بگیرم.