برگردان به زبان ساده
بی تو در هر جا جنون جوش ندامت بودهام
همچو دریا عضو عضو خویش بر هم سودهام
هوش مصنوعی: بدون تو در هر جا دچار جنون و پشیمانی بودهام، مثل دریا که بخشهای مختلف خود را به هم بافتهام.
چون زمین زبن بیش نتوان بردبار وهم بود
دوش هرکس زیر باری رفت من فرسودهام
هوش مصنوعی: با این که کسی نمیتواند بار بیشتری از آنچه که زمین میتواند تحمل کند، به دوش بکشد، اما شب گذشته هر کس زیر بار مشکلات رفت، من بسیار خسته شدم.
در خیالت حسرتی دارم به روی کاروبس
همچو دل یک صفحهٔ رنگ امید اندودهام
هوش مصنوعی: در ذهنم آرزوهایی دارم که مانند یک چهرهای زیبا و رنگین به تصویر میآید، همانطور که دل من پر از امید و آرزو است.
روزگار بی تمیزی خوش که مانند نگاه
میروم از خویش و میدانم همان آسودهام
هوش مصنوعی: زندگی بدون دردسر برایم خوشایند است، چرا که بدون اینکه به خودم توجه کنم، مثل یک نگاه ساده آرامش را تجربه میکنم.
سودها مزد زیان من که چون مینای می
هر چه از خودکاستم بر بیخودی افزودهام
هوش مصنوعی: سودها پاداش زیانهایی هستند که متحمل شدم، چرا که مانند مینای می، هر چه از خودم کم کردهام، به بیخود بودنم افزودهام.
بستهام چشم از خود و سیر دو عالم میکنم
این چه پرواز است یارب در پر نگشودهام
هوش مصنوعی: چشمهایم را از خودم میبندم و به دنیای بیرون پرواز میکنم. این چه نوع پروازی است که من در حالی که هنوز بالهایم را نگشودهام، انجام میدهیم؟
گرچه قطع وادی امیدگامی هم نداشت
حسرت آگاهست از راهی که من پیمودهام
هوش مصنوعی: با وجود اینکه قدمی در مسیر امید برنداشتهام، حسرت میداند که چه راهی را طی کردهام.
بسکه دارد پاس بیرنگی بهار هستیام
عمرها شد در لباس رنگم و ننمودهام
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شادابی بهار، عمرهای زیادی را در رنگهای مختلف زندگی کردهام، اما هیچ وقت در این تغییرات رنگ و نما، خود واقعیام را نشان ندادهام.
نیستم آگه چه دارد خلوت یکتاییاش
اینقدر دانمکه آنجا هم همین من بودهام
هوش مصنوعی: من نمیدانم در خلوت تنهایی او چه میگذرد، اما این را میدانم که در آنجا هم همان خودم بودهام.
نیست بیدل باکم از درد خمار عافیت
صندلی در پرده دارد دست بر هم سودهام
هوش مصنوعی: بیدل احساس نگرانی و ناراحتی نمیکند، چرا که در وضعیت راحتی به سر میبرد و دستهایش را بر هم گذاشته است. او به نوعی از درد و رنج دور شده و آرامش را در آن لحظه تجربه میکند.