برگردان به زبان ساده
هستی نیاز دیده نمناک کردهام
تا شمع سان جبین زعرق پاک کردهام
هوش مصنوعی: من وجودم را با اشکهای شوق آغشته کردهام تا نور شمعی مانند عرقی پاک بر پیشانی داشته باشم.
راهم به کوچهٔ دگر است از رم نفس
زبن موج می سراغ رگ تاککردهام
هوش مصنوعی: راهام به کوچهای دیگر است و از رمق نفس، به موج مینگرم و در پی رگهای تاکای هستم که پژمرده شده است.
تیغی به جادهٔ دم الفت نمیرسد
سیر هزار راه خطرناک کردهام
هوش مصنوعی: هرگز در مسیر عشق به جایی نمیرسم، چرا که هزاران خطر را پشت سر گذاشتهام.
دل از نفس نمیگسلد ربط آرزو
این رشته را خیال چه فتراک کردهام
هوش مصنوعی: دل از نفس جدا نمیشود، زیرا این ارتباط به آرزوهایم وابسته است. من چه ترفندی در خیال بافتهام که این رشته را به هم متصل کردهام.
طاقت به دوش کس ننهد بار احتیاج
واماندهام که تکیه بر افلاک کردهام
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند بار نیاز و خواستههای من را به دوش بکشد؛ چرا که من به آسمانها تکیه کردهام و در حال انتظار هستم.
از ضعف پیریی که سرانجام زندگیست
دندان غلط به ریشهٔ مسواک کردهام
هوش مصنوعی: از آنجا که در پیری به ضعف و ناتوانی دچار شدهام، به طوری که دندانهای خود را به خاطر زندگی و سرنوشت نامطلوبم، در ریشهٔ مسواک جویده و آسیب زدهام.
پر بیدماغ فطرتم از سجدهام مپرس
سر بود گوهری که کنون خاک کردهام
هوش مصنوعی: به من نپرس که چرا سجده میکنم؛ زیرا روح و جوهر من مانند گوهری باارزش بوده که حالا به خاک تبدیل شده است.
گرد شکستم از چه نخندد به رویکار
مزدوری قلمرو ادراک کردهام
هوش مصنوعی: چرا کسی به من که درگیر مشکلاتم هستم، نمیخندد؟ من به وسعت فهم و درک خود آگاهی دارم و از آن بهره میبرم.
بیدل حنایی از چه نگردد بیاض چشم
خطها بهخون نوشتهام و پاک کردهام
هوش مصنوعی: چرا بیدل باید از حنایی که در رنگ چشمانش هست، بیخبر بماند؟ من خطوطی را با خون نوشتهام و حالا پاک کردهام.