برگردان به زبان ساده
بیدست و پا به خاک ادب نقش بستهام
در سایهٔ تأمل یادش نشستهام
هوش مصنوعی: بدون ابزار و امکانات، به خاک ادب نشستهام و در سایهٔ تفکر، یاد او را در دل دارم.
فریاد ما بهگو ش ترحم شنیدنی است
پربینوا چو نغمهٔ تارگسستهام
هوش مصنوعی: فریاد ما که از درد و رنج پر است، واقعا قابل شنیدن و درک است، مانند نغمهای که از ساز شکستهای به گوش میرسد.
ای کاش سعی بیخودیی داد ما دهد
بالیکه داشت رنگ به حیرت شکستهام
هوش مصنوعی: ای کاش تلاشی بیفایده به ما میداد، بالی که دارم باعث شده است تا در حیرت و ناباوریام بشکنم.
گوشی که بر فسانهٔ ما وا رسد کجاست
حرمان نصیب نالهٔ دلهای خستهام
هوش مصنوعی: گوشی که صدای ما را بشنود کجاست؛ وقتی که درد و غم دلهای خستهام به یأس و ناامیدی میانجامد.
جمعیم چون حواس در آغوش یکنفس
گلهای چیدهٔ به همین رشته دستهام
هوش مصنوعی: ما در کنار هم هستیم و مانند حواسی هستیم که در آغوش یکدیگر قرار گرفتهاند، همانند گلهایی که به این رشته دستهام چیده شدهاند.
خجلت نیاز دعوی مجهول ماکهکرد
نگذشته زین سو آن سوی افلاک جستهام
هوش مصنوعی: من از ابراز نیاز و خواستهای که برایم ناشناخته است، خجالت میکشم، زیرا از این جانب گذشته و به سوی افلاک رفتهام.
این است اگر عقوبت اسباب زندگی
از هول مرگ و وسوسهٔ حشر رستهام
هوش مصنوعی: اینها نتیجهٔ دشواریهای زندگی است که از ترس مرگ و فکر کردن به قیامت رها شدهام.
بیدل مپرس از ره هموار نیستی
بی چین تر از نفس همه دامن شکستهام
هوش مصنوعی: از بیدل نپرس، چرا که راه صاف و همواری وجود ندارد. تو بدون چروک و ناپاکتر از نفس خود، دامنام را پاره کردهای.