برگردان به زبان ساده
تاکجا با طبع سرکش سرکند تدبیر جنگ
شیوهٔ کم نامرادی ساز این بیپیر جنگ
هوش مصنوعی: تا کجا میخواهد با طبع سرکش خود بجنگد؟ تدبیر جنگ به گونهای است که از نافرمانی و بیتجربگی خود بپرهیزد.
با جنون کن صلح و از تشویش پیراهن برآ
ورنه در پیش است با هر خار دامنگیر جنگ
هوش مصنوعی: با دیوانگی خود کنار بیا و از نگرانیها کنار بکش، وگر نه در ادامه راه با مشکلات و چالشهای فراوان روبهرو میشوی.
خیر و شر در وضع همواری ز هم ممتاز نیست
صلح تقدیمی ندارد گر کند تأخیر جنگ
هوش مصنوعی: خیر و شر در وضعیتهایی که همه چیز به آرامی پیش میرود، از هم قابل تشخیص نیستند. صلح به راحتی به دست نمیآید و اگر به تأخیر بیفتد، جنگ آغاز میشود.
انفعالی کاش برچیند بساط اختیار
آه ازین تدبیر پوچ آنگاه با تقدیر جنگ
هوش مصنوعی: کاش حالت انفعالی به ما اجازه میداد که از مسئولیتها و انتخابهایمان خلاص شویم. افسوس که این تدبیر بیفایده است و در نهایت، باید با سرنوشت خود بجنگیم.
هر بن مویم به صد زخم ندامت کوچه داد
بسکه کردم چون سحر با آه بیتأثیر جنگ
هوش مصنوعی: هر رشته موی من به خاطر زخمها و دردهای ناشی از پشیمانی، که در کوچهها احساس کردهام، به قدری عمیق است که در برابر غم و اندوهی که مانند سحر در دل دارم، ناتوان و بدون اثر میماند.
از شکست ساغر مینا صدا آزاده است
در لباست نیست رنگی تا دهد تغییر جنگ
هوش مصنوعی: از شکسته شدن لیوان مینا صدای آزادی به گوش میرسد، در لباس تو رنگی نیست که تغییر جنگ را نشان دهد.
مفلسی ما را به وضع هر دو عالم صلح داد
ساخت ناکام از سواد فقر با شبگیر جنگ
هوش مصنوعی: فقیر بودن ما به ما آرامش خاطر داد و باعث شد که با وجود نبودن امکانات و ثروت، از درد و رنجهای زندگی فرار کنیم. ما در دنیای نداشتههایمان، درگیر نبردی درونی هستیم که هر شب با آن روبهرو میشویم.
مدعی هم گر به فکر ما طرف باشد خوش است
در چراگاهیکه بسیار است گاو شیر جنگ
هوش مصنوعی: اگر کسی که ادعای محبت ما را دارد، در فکر ما باشد، خوب است؛ چرا که در چراگاهی که گاوان شیر جنگی بسیارند، این احساس خوشایند است.
به که تیغی برکشیم و گردن ملا زنیم
شرم حیرانست با این مردک تقریر جنگ
هوش مصنوعی: بهتر است که ما شمشیری به دست بگیریم و گردن این ملا را بزنیم، چون شرم و حیرت ما در برابر این شخص که جنگ را شرح میدهد، بسیار بیشتر است.
چشم بر تحقیق مگشا تا نشورد آگهی
خواب ما صلحست کانرا نیست جز تعبیر جنگ
هوش مصنوعی: چشم خود را به واقعیت باز نکن، چون دانایی ما را از خواب بیدار میکند. این خواب ما در حقیقت آرامش است و برای آن، تنها یک تفسیر وجود دارد که همان جنگ است.
گر نمیخوردیم بر هم وقر ما خفّت نداشت
کرد بیرون ناله را از خانهٔ زنجیر جنگ
هوش مصنوعی: اگر ما با یکدیگر نمیجنگیدیم و درگیر در مشکلات نبودیم، هرگز این حس شرمندگی پیش نمیآمد و نالههای ناراحتی از دل زنجیر جنگ به بیرون نمیآمد.
تنگی این کوچهها پهلو خراش آماده کرد
دل اگر می داشت وسعت بود بیتقصیر جنگ
هوش مصنوعی: این کوچههای باریک باعث درد و ناراحتی شدهاند. اگر دل آدمی وسیع و بزرگ بود، در این شرایط سخت بیگناه بود و تقصیری نداشت.
تشنهکام یاس مردیم از تک و تاز نفاق
آخر از خون مروت کرد ما را سیر جنگ
هوش مصنوعی: ما به دلیل جنگ و نفاق، جانمان را در عطش پاکی و صداقت از دست دادیم، اما در نهایت، خون مروت و انسانیت ما را سیراب کرد.
خنده دارد بر بساط زود رنجیهای ما
عرصهٔ شطرنج با آن مهرههای دیر جنگ
هوش مصنوعی: خندهدار است که ما در زندگی مانند بازی شطرنج عمل میکنیم، در حالی که خیلی زود ناراحت و شکستپذیر هستیم، با مهرههایی که زمان زیادی برای جنگیدن با هم داشتند.
در مزاج خلق پیچش صلح راهی وانکرد
رنگ تا باقیست دارد لشکر تصویر جنگ
هوش مصنوعی: در روح و ذهن مردم، آرامش و صلحی پیدا نمیشود و تا زمانی که رنگ و نشانههای جنگ باقی باشد، جنگ همچنان ادامه خواهد داشت.
حرف صوت پوچ با مردان نخواهی پیش برد
سر به جای خشت نه گر می کنی تعمیر جنگ
هوش مصنوعی: اگر بخواهی با مردان جدی صحبت کنی، حرفهای بیمحتوا و بیارزش را کنار بگذار. اگر میخواهی سازندگی کنی و مشکلات را حل کنی، باید به جای اقدامات سطحی، به کارهای بنیادین و اساسی بپردازی.
بر نیاید هیچکس بیدل ز وهم احتیاج
عالمی را کشت این تشویش بیشمشیر جنگ
هوش مصنوعی: هیچ کس با دل بینیاز از خیال و تصور نمیتواند برآید و در واقع نیازمندی یک جهان را این اضطراب بیدلیل مثل شمشیر جنگ از بین میبرد.