برگردان به زبان ساده
اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمع
چه خوش است حرف وصال هم نکند کسی رقم از طمع
هوش مصنوعی: اگر کسی از طمع برانگیخته شود و خیالش را مشغول کند، زیبایی خجالت و شور عاشقی را درک نمیکند. بنابراین، هیچکس در دل خود به عشق واقعی فکر نمیکند و همه درگیر آرزوها و خواستههای خود هستند.
اگر امتحان دهدت عنان به طناب خیمهٔ آسمان
ته خاک خسب و علم مشو به نگونی علم از طمع
هوش مصنوعی: اگر در زندگی با چالشها و مشکلات روبرو شدی، نباید ناامید شوی و علم و دانش خود را از دست بدهی. بلکه باید در تلاش باشی و همچنان به اهداف خود پایبند بمانی.
سر شاخ طوبی و سدره هم ز ثمر کشد به زمین علم
به کجاست گردن همتی که نمیرسد به خم از طمع
هوش مصنوعی: درخت طوبی و سدرةالمنتهی از میوهها و نعمتهای خود به زمین برمیکشند. دانش در کجاست و چرا همتی نیست که به خم این طمع برسد.
غرض جنون زده خلق را به سوال ساخته در به در
بهم آیدت دو جهان اگر لبی آوری بهم از طمع
هوش مصنوعی: هدف این است که دیوانهوار مردم را به پرسش وادار کند، و اگر بخواهی دو جهان را برای خود به هم پیوند بزنی، فقط کافیست که با طمع لب به صحبت باز کنی.
تو ز حرص باخته دست و پا چه رسی به قافلهٔ غنا
که هزار مرحله بستری نگذشته یک قدم از طمع
هوش مصنوعی: از شدت حرص و طمع، نه تنها قدرت حرکت و پیشرفت خود را از دست میدهی، بلکه نمیتوانی به دنیای ثروت و فراوانی برسیدی. چون هنوز در مرحلهٔ ابتدایی این طمع، یک قدم هم جلو نرفتهای.
چه بلاست زاهد بی یقین به فسون زهد هوس کمین
زده فال کنج قناعتی که ندیده پای کم از طمع
هوش مصنوعی: این شعر به نقد وضعیت برخی زاهدان میپردازد که به ظواهر زهد و دوری از دنیا وابسته شدهاند، اما در واقع از دل به دنیا و خواستههای آن بستهاند. شاعر به زاهدان بیاعتقاد گوشزد میکند که آنها به جای برخورداری از آرامش و رضایت در قناعت، در دام طمع و آرزوهای دنیوی گرفتار شدهاند و به نوعی در فریب خود به سر میبرند. در واقع، این عبارت به مسأله عدم هماهنگی بین ظاهر و باطن انسانها اشاره دارد و به زاهدان میگوید که این وضعیت برایشان عذابآور است.
سر مسجدی و در حرم دل دیری و تپش صنم
چه سر و چه دل به جهان غم که نمیکشد ستم از طمع
هوش مصنوعی: تو در مکانی مقدس و آرام نشستهای و قلبت همچنان پر از عشق و تپشی به سوی معشوق است. در این دنیا که پر از غم و سختی است، هیچ چیزی نمیتواند از تو در برابر این خواسته یا طمعی که در دل داری، محافظت کند.
ز قناعت ار نچشی نمک منگر به مائدهٔ فلک
غلط است حاصل سیریات نخوری اگر قسم از طمع
هوش مصنوعی: اگر از قناعت و سادگی بهرهمند نشوی، نباید به سفرهی آسمانی نگاه کنی. چون اشتباه است که بخواهی از نعمتها بهرهمند شوی، در حالی که به خاطر طمع، از آنها دوری کنی.
ز جنون ماهی بحر حرص اگر آگهی رم عبرتی
که به پوست تو فتاده داغ و شمردهای درم از طمع
هوش مصنوعی: اگر از جنون و عشق به دنیا و حرص و طمع آگاه شوی، متوجه خواهی شد که داغهای ناشی از این اشتیاق در وجودت نقش بسته و حتی از طمع خود نیز رنج میبری.
خط بی نیازی همتی شده ثبت لوح جبین تو
ستم است خجلت طبع دون برساندش کرم از طمع
هوش مصنوعی: کسی که به قدرت و بینیازی دست یافته، نیکوست که این احساس را در چهرهاش نمایش دهد. اما اگر به خاطر ترس از دیگران، خودش را خجالتزده کند، موجب ننگ و ضعف بیشتری میشود و در نهایت نمیتواند به خوبی از نعمتهایی که دارد بهرهبرداری کند.
اگر از تردد در به در بود انفعال مذلتت
به تلاش همت بیدلی در ننگ زن تو هم از طمع
هوش مصنوعی: اگر مدام در حال رفت و آمد و در جستجوی چیزی باشی، ننگ و خفت تو به تلاش بینتیجه و آرزوی نادرست تو در مورد آن زن وابسته است.