برگردان به زبان ساده
رنگ گل تعبیر دمید از کف پایش
تا چشم به خونکه سیهکرده حنایش
هوش مصنوعی: رنگ گل به گونهای به وجود آمد که از زیر پای او جاری شد و از آنجا تا جایی که چشمها به خون رسیده بود، حنایش را تیره کرده بود.
عمریستکه عشاق به آنسوی قیامت
رفتند به برگشتن مژگان رسایش
هوش مصنوعی: سالهاست که عاشقان به سوی قیامت رفتهاند و تنها به خاطر بازگشت چشمان زیبا و فریبندهشان به زندگی امید دارند.
چون صبح به سیر چمن دهر ندیدیم
جز در نفس سوخته تغییر هوایش
هوش مصنوعی: وقتی صبح به تماشای دشت و چمن میرفتیم، چیزی جز تغییرات ناخوشایند و غمانگیز در هوای آنجا مشاهده نکردیم که ناشی از دلسوختگی و رنجی عمیق بود.
سامان تماشاکدهٔ عبرت امکان
سازیستکه در سودن دست است صدایش
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه دنیا و امکانات آن مانند صحنهای است که در آن عبرتها و درسهای مختلف به نمایش گذاشته میشود. این صحنه به گونهای طراحی شده که ما میتوانیم از آن بهرهبرداری کنیم و در واقع، با توجه به آنچه در اطرافمان میبینیم، به تفکر و تأمل بپردازیم. صدای زندگی و تجربیات در این محیط موجود است و ما میتوانیم از آن استفاده کنیم.
از ما و من آوارهٔ صد دشت خیالیم
این قافله را برد ز ره بانگ درایش
هوش مصنوعی: ما در سرزمین خیال سرگردان و دور افتادهایم و این کاروان را صدا و ندا از مسیرش دور کرده است.
خالی نشد این انجمن ازکلفت احباب
هرکس زمیان رفت غمی ماند به جایش
هوش مصنوعی: این جمع هرگز از دوستان نزدیک خالی نمیشود؛ زیرا هر کسی که از میان ما برود، غمی را به جا میگذارد.
از پردهٔ اینخاکهمیننوحهبلند است
کای وای فسردیم و نگشتیم فدایش
هوش مصنوعی: از این دنیا و وضعیت خاکی که داریم، فقط همین ناله و شکایت باقی مانده است که افسوس، در این دنیا سرد و بیروح زندگی کردیم و نتوانستیم به اوج خود برسیم.
ما را چه خیال است بر این مائده سیری
چشمی نگشودیم به کشکول گدایش
هوش مصنوعی: ما چه خیالی داریم که از این سفره بهرهمند شویم، در حالی که حتی یک نگاه به کشکول گدایی نکردهایم.
تا حشر چو افلاک محالست برآییم
با قد خم از معذرت زلف دوتایش
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، مانند ستارهها برنخواهیم خاست و با قامت خمیدهام، از زلفهای دوگانهات معذرت میخواهم.
با هیچکسان قاصد پیغام چه حرفست
از ما به سوی او برسانید دعایش
هوش مصنوعی: با هیچکس نمیتوان پیامی از ما به او منتقل کرد، پس دعا و خواستهاش را به کجا برسانید؟
جز سجده ندیدیم سرو برگ تماشا
چشمی که گشودیم جبین شد ز حیایش
هوش مصنوعی: جز به سجده نرفتیم و هیچ زیبایی را ندیدیم. هرگاه چشمی باز کردیم، پیشانیمان به خاطر حیا و عفت آن زیبایی، به زمین افتاد.
هیهاتکه در انجمن عبرت تحقیق
بر روی کسی باز نشد بند قبایش
هوش مصنوعی: هیچگاه در جمع عبرتآموزی، بررسی و کنکاش درباره کسی که بند قبایش را نگه داشته، ممکن نشد.
راهی اگر از چاک گریبان بگشایید
با دل خبری هست بپرسید سرایش
هوش مصنوعی: اگر راهی پیدا کنید و از چاک گریبان خود چیزی را بیرون بکشید، با دل یک خبری وجود دارد که میتوانید از او بپرسید.
یک لحظه حباب آیینهٔ ناز محیط است
بر بیدل ما رحم نمایید برایش
هوش مصنوعی: در یک لحظه، حبابی که در آیینهٔ ظرافت وجود دارد، به حالت شکننده و آسیبپذیری بیدل اشاره میکند. لطفاً برای او رحم کنید و به حال او توجه داشته باشید.