برگردان به زبان ساده
پیش توانگر منشان، پهلوی لاغر مگشا
دست به هر دست مده، چشم به هر در مگشا
هوش مصنوعی: در برابر افرادی که ثروتمند و توانگر هستند، با انسانهای ضعیف و لاغر دوست نشو. همچنین، به هر دستی که پیشنهاد کمک میدهد، اعتماد نکن و به هر دری که باز میشود، نگاه نکن.
تا ز یقینت، به گمان، چشم نپوشند خسان
بند نقاب سحرت، در صف شبپر مگشا
هوش مصنوعی: تا زمانی که برخی افراد به تو ایمان دارند و به فکر تو هستند، هرگز نقاب زیبایت را در حضور شب برملا نکن.
همت تمکیننظرت، نیست کم از موج گهر
جیب حیا تا ندری، خاک شو و پر مگشا
هوش مصنوعی: همت و تلاش تو برای حفظ حیا کمتر از طراوت و زیبایی دریا نیست. اگر این موضوع را نادیده بگیری، ممکن است در نهایت به نوعی خاکستری و بیروح تبدیل شوی و خود را به خطر بیندازی.
تا نفتد شمعصفت، آتش غارت به سرت
در بر محفل، ز میانت کمر زر مگشا
هوش مصنوعی: تا زمانی که شمعی روشن است و آتش در حال شعلهور، در محیطی که خودت حضور داری، کمربند طلایت را باز نکن و خود را در معرض خطر قرار نده.
آب رخ کس نرود، جز به تقاضای هوس
شیشه تهی گیر ز می، یا لب ساغر مگشا
هوش مصنوعی: آب صورت هیچ کس به راحتی به سوی او نمیرود مگر اینکه هوس و تمایل به آن وجود داشته باشد. وقتی که شیشه خالی از مشروب است، لب و لبه لیوان را باز نکن.
گر به خود افتد نگهت، پشم ندارد کلهت
ننگ کلی تا نکشی، در همهجا سر مگشا
هوش مصنوعی: اگر نگاهی به خودت بیندازی، خواهی دید که بدون پشم و مو بر سر، شرم و ننگی برایت باقی نمیماند، پس تا زمانی که در همه جا نمیتوانی سر بر افرازی، از خودت غافل مشو.
لب بههم آر از من و ما، وعظ و بیان پُر مسرا
پشت و رخ این دو ورق، ته کن و دفتر مگشا
هوش مصنوعی: لبهای خود را از من و ما ببند، نیازی به نصیحت و سخن پرنقش و نگار نیست، چهرهات را در این دو صفحه بپوشان و دفتر را باز نکن.
ماتم هم در نظر است انجمن عبرت ما
چشمی اگر باز کنی، بی مژهٔ تر مگشا
هوش مصنوعی: در اینجا مشاهده میشود که اگر چشمی باز شود، باید با تجربه و دقت به مسائل نگاه کرد، زیرا در انجمنی از ماتم و غم، عبرتهای فراوانی نهفته است. و این عبرتها را باید با احتیاط و بدون شتابزدگی جستجو کرد.
ای نفست صبح ازل، تا ابدت چیست جدل؟
یک سرت از رشته بس است، آن سر دیگر مگشا
یک سر این رشته بس است، آن سر دیگر مگشا
بیدل از آیینهٔ ما غیر ادب گل نکند
خون تحیر به خیال از رگ جوهر مگشا
هوش مصنوعی: بیدل میگوید: از ما فقط ادب و احترام میماند، و در شرایطی که حیرت به سراغمان میآید، به خود اجازه ندهیم که جوهر وجودمان را بیجهت آشکار کنیم.