برگردان به زبان ساده
گزند زندگانی در کفن جسم است تدبیرش
سموم آنجا که زور آرد علاجی نیست جز شیرش
هوش مصنوعی: زندگی میتواند به ما آسیب بزند و این آسیب در قالب مشکلات جسمی و روحی خود را نشان میدهد. برای مقابله با این مشکلات، باید تدبیری اندیشید؛ اما برخی از مشکلات آنقدر شدید و سوزاننده هستند که درمانی جز پذیرش سختیهای آنها وجود ندارد.
چه مغناطیس حل کردهست یارب خون نخجیرش
که پیکان یک قدم پیش است از سعی پرتیرش
هوش مصنوعی: چه نیروی جاذبهای وجود دارد، ای خدا، که خون حیوان شکار را جذب کرده است، به طوری که تیرش یک قدم جلوتر از تلاش تیرانداز قرار دارد.
به دریا برد از دشت جنون دیوانهٔ ما را
هجوم آبله یعنی حباب موج زنجیرش
هوش مصنوعی: دیوانهٔ ما را به دریا کشاند و در دشت جنون غوطهور کرد، مانند حباب مومیایی شده که در زیر آب به دام افتاده است.
ازین صحرای حیرت گرد نیرنگ که میبالد
که مژگان در پر طاووس دارد چشم نخجیرش
هوش مصنوعی: در این دنیای پیچیده و پر از فریب، آنچه که در نظر میآید ممکن است فریبنده باشد. زیبایی و ظاهری جذاب مانند مژگانهای یک طاووس، به شکارچیاش چشم دوخته است.
ز نفی سایه نور آیینهٔ اثبات میگردد
شود یارب شکست رنگ ما هم صرف تصویرش
هوش مصنوعی: نور و روشنایی به وسیلهٔ آینهای که وجود دارد، به نمایش درمیآید. ای کاش رنگ و تصویر ما هم مانند آن نور و روشنایی نمایان شود.
به گرد سرمه خوابیدهست مغز استخوان ما
که شاید لذتی دزدیم ز آواز نی تیرش
هوش مصنوعی: مغز استخوان ما در جوار سرمه خوابیده است، تا شاید از صدای نی تیرش لذتی بهدست آوریم.
پریشان حالیم جمعیتی دیگر نمیخواهد
بنای زلف بس باشد شکست خویش تعمیرش
هوش مصنوعی: ما حال دلخوشی نداریم و نمیخواهیم کسی را به جمع خود اضافه کنیم. دیگر نیازی به تلاش برای درست کردن وضعیت خود نداریم، زیرا همین که زلف خود را به هم ریختهایم کافی است.
سر از سودای هستی اینقدر نتوان تهیکردن
که شست این کاسه را یا رب به موج آب شمشیرش
هوش مصنوعی: توانایی خالی کردن خود از اندیشههای وجودی به گونهای نیست که بتوان کاسه را تنها با یک موج آب شست.
درین وادی تعلق پرور غفلت دلی دارم
که همچون پای بیکاران رگ خوابست زنجیرش
هوش مصنوعی: در این سرزمین پر از وابستگی، دلم دچار بیخبری است که مانند پای بیکاران به خواب رفته و زنجیری بر آن بسته شده است.
به صد حسرت خیالت را مقیم دل نمیخواهم
که میترسم بر آرد کلفت این خانه دلگیرش
هوش مصنوعی: من نمیخواهم که خیالت در دل من ساکن شود، چون میترسم که در این خانه دلگیر، دل مرا به درد بیاورد.
نفسها سوختم در عرض مطلب اشک شد حاصل
عرق کرد آه من آخر ز خجلتهای تأثیرش
هوش مصنوعی: در اثر بیان موضوع، احساساتم به شدت جریحهدار شد و به خاطر شرمساری و تأثیر این احساسات، اشک ریختم و عرق کردم.
به چندین سعی پی بردم که از خود رفتهام بیدل
رساند این شمع را با نقش پای خویش شبگیرش
هوش مصنوعی: با تلاشهای فراوان متوجه شدم که از خودم دور شدهام. بیدل مرا به این نتیجه رساند که من این شمع را با اثر قدمهای خودم در شب روشن کردهام.