برگردان به زبان ساده
تب و تاب بیهُده تا کجا به گشاد بال و پر از نفس
سر رشته وقف گره کنم دلی آورم به بر از نفس
هوش مصنوعی: تا کجا باید به بیتابی و شلوغی ادامه دهم؟ آیا میتوانم با سر رشتهای که از نفس به دست میآورم، دل پر از عشق و احساس را به قلبم برسانم؟
به هزار کوچه شتافتم، چه ترانهها که نیافتم
رگی از اثر نشکافتم که رسد به نیشتر از نفس
هوش مصنوعی: در پی هزاران کوچه و راه رفتم و ترانههای زیادی را جستجو کردم، اما هیچ اثری از عشق و احساسات واقعی نیافتم، حتی رگ و نشانهای که به عمق نفس و وجودم برسد.
غم زندگی به کجا برم، ستم هوس به که بشمرم
چو حباب هرزه نشستهام به فشار چشم تر از نفس
هوش مصنوعی: غم و اندوه زندگی مرا به کجا میبرد و آزار هوس را به که میتوانم بگویم؟ من همچون حبابی بیهدف نشستهام و تحت فشار اشک، نفس میزنم.
سر و کار فطرت منفعل، به خیال میکندم خجل
که چرا عیار گداز دل نگرفت شیشهگر از نفس
هوش مصنوعی: فطرت و ذات انسان به طور ناخودآگاه تحت تأثیر احساسات و افکارش قرار میگیرد. در این حالت، من در مورد این موضوع فکر میکنم و حس خجالت میکنم که چرا هنرمند شیشهگر با دمیدن نفسش، نتوانسته است عاشقانه و عمیق به دل من تاثیر بگذارد و آن را ذوب کند.
ز جنون فرصت پرفشان نزدودم آینهٔ وفا
چو شرار داغم از آتشی که نگشت صرفهبر از نفس
هوش مصنوعی: از روی دیوانگی، فرصت را از خود دور نکردم. مانند شعلهای که به خاطر آتشی که نتوانستهام از نفس خود کم کنم، بر دلم داغی زده است. وفاداریام را مانند آینهای که نشکسته، حفظ کردهام.
تک و تاز عرصهٔ بینشان، به خیال میبردم کشان
به هوا اگر ندهد عنان به کجا رسد سحر از نفس
هوش مصنوعی: در فضایی بینشانه و بیهدف، خیالپردازی میکردم و خود را به پرواز در میآوردم. اگر کنترل از دست برود، سحر و جادو از کجا پیدا خواهد شد و به کجا خواهد رسید؟
به غبار عالم وهم و ظن، نرسیدهای که کنی وطن
عبث انتظار عدم مده به شتاب پیشتر از نفس
هوش مصنوعی: اگر به هالههای دور از واقعیت و خیال نرسیدهای، از اینکه بخواهی در دنیا به انتظاری بیفایده زندگی کنی، خودداری کن و زودتر از آنکه نفسی بکشی، اقدام کن.
به دو دم تعلق آب و گل، مشو از حضور عدم خجل
که نشاط خانهٔ آینه، نبرد غم سفر از نفس
هوش مصنوعی: به وابستگی به مادیات و دنیای فانی دل نبند و از حضور عدم شرمنده نباش، زیرا شادی و سرزندگی در خانهٔ آینه وجود دارد و این شادی نمیگذارد که غم سفر به دل نفوذ کند.
ز ترانهٔ نی نوحهگر به خروش هرزه گمان مبر
همه را به عالم بیاثر، اثریست در نظر از نفس
هوش مصنوعی: از آواز نی، که نوایی غمانگیز دارد، بهوجد نیایید و تصور نکنید که همه افراد در این دنیا بیاثرند؛ زیرا در نظر هر کسی تاثیری وجود دارد که ناشی از نفس و وجود اوست.
کلف تصور زندگی، مفکن به گردن آگهی
چقدر سیه شود آینه که به ما دهد خبر از نفس
هوش مصنوعی: اگر به زندگی با دقت و عمق نگاه کنیم، در مییابیم که آگاهی از حقیقت وجود ما چقدر میتواند تاریک و دردناک باشد، چرا که این آگاهی شبیه آینهای است که به ما واقعیت دردناک نفسمان را نشان میدهد.
مگشا چو بیدل بیخبر، در هر ترانهٔ بیاثر
بفشار لب به هم آنقدر که هوا رود به در از نفس
هوش مصنوعی: به آرامی و بدون آگاهی، همانند بیدل، در هر آهنگ بیفایده، آنقدر لبهایت را به هم فشار بده که هوا از نفس خارج شود.