برگردان به زبان ساده
سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
پرواز به جایی نتوان برد پر انداز
هوش مصنوعی: آرزوها و خواستههای بیپایان را کنار بگذار که نمیتوانی با خیالپردازی به جایی برسی.
هرجا تویی آشوب همین دود و غبار است
از خویش برآ طرح جهان دگر انداز
هوش مصنوعی: هر جا که تو حضور داری، هرج و مرج و بی نظمی برقرار است. از خودت فاصله بگیر و طرحی نو برای دنیا به وجود بیاور.
شوریکه ز زیر و بم این پرده شنیدی
حرف لبگنگشکن و درگوشکر انداز
هوش مصنوعی: شور و هیجانی که از عمق این پرده شنیدی، حرفهای بیصدا را به گوش کسانی که نمیشنوند برسان.
رسوایی عیب و هنر خلق میندیش
ضبط مژه کن پردهٔ ناموس درانداز
هوش مصنوعی: به عیوب و هنرهای مردم فکر نکن، بلکه به خودت برس و حجاب و حریم خود را حفظ کن.
صلح و جدل عالم افسرده مساویست
رو آتش یاقوت در آبگهر انداز
هوش مصنوعی: اگر در دنیا اختلاف و نزاع باشد، هیچ تفاوتی میان آن و آتش یاقوتی نیست که به درون آب گوهر بیفتد. یعنی این دو وضعیت هر دو باعث اندوه و ناامیدی میشوند.
این عرصه اشارتگه ابروی هلالیست
اینجا به دم تیغ برون آ سپر انداز
هوش مصنوعی: این مکان جایی است که ابروهای هلالی به ما اشاره میکنند. در اینجا، تو باید سپرت را به دم تیغ بدهی و خود را آماده کن.
کمفرصتی عمر غبار نفسم را
دادهست ردایی که به دوش سحر انداز
هوش مصنوعی: عمر کوتاه باعث شده که غبار نفس من تحت تأثیر سرنوشت یا تقدیر، پوشش و ظاهری پیدا کند که مانند ردایی بر دوش صبح میافتم.
گر از تو سراغ من گمگشته بپرسند
بردارکفی خاک و به چشم اثر انداز
هوش مصنوعی: اگر از تو درباره من بپرسند که گم شدهام، یک مشت خاک بردار و آن را به چشمانشان بپاش.
شیرینی جان نیست گلوسوز چو شمعم
ای صبح تبسم نمکی در شکر انداز
هوش مصنوعی: شیرینی جان من نیست، چون که همچون شمعی میسوزم. ای سپیده دم، لبخندی از نمک بر روی شکر بزن.
نامحرم عبرتکدهٔ دل نتوان بود
این خانه بروب از خود و بیرون در انداز
هوش مصنوعی: این دل، جایی برای دقت و تامل در امور عشق و عواطف است و نمیتواند محل ورود کسانی باشد که به ما نامحرم هستند. بهتر است که از خود و احساساتت دور شوی و اجازه ندهی دخل و تصرفی در این فضا داشته باشند.
ما خود نرسیدیم به تحقیق میانش
گر دسترسا هست تو هم درکمر انداز
هوش مصنوعی: ما به حقیقت و عمق موضوع نرسیدیم، اما اگر تو فرصتی داری، میتوانی با تلاش و کوشش به آن دست یابی.
پرسیدم از آوارگی دربهدری چند
گفتند مپرسید از آن خانه برانداز
هوش مصنوعی: از کسی درباره مشکل بیخانمانی و آوارگیاش پرسیدم. او پاسخ داد که بهتر است از آن خانهای که او را بیرون کرده است، نپرسم.
بیدل ز تو تا من نتوان فرق نمودن
گر آینه خواهی به مزارم نظر انداز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به حقیقت من پی ببری و مرا بشناسی، باید به عمق وجودم نگاه کنی، زیرا من به گونهای هستم که دیگران نمیتوانند تفاوتی میان من و تو قائل شوند.