برگردان به زبان ساده
چو شمع بر سرت اقبال و جاه میگرید
به اوج قدر نخندیکلاه میگرید
هوش مصنوعی: زمانی که خوشبختی و مقام همچون شمع بر سر تو میریزد و در اوج شکوه و عظمت قرار داری، نباید فراموش کنی که چندان هم نباید به خود بخندی و مغرور شوی، چرا که این لحظات میتوانند زودگذر باشند.
در آن بساط که انجام کار نومیدی ست
اگرگداست وگر پادشاه میگرید
هوش مصنوعی: در جمعی که نتیجه کار ناامیدی است، فرقی نمیکند که گدا باشد یا پادشاه، هر دو میتوانند اشک بریزند.
به عیش، خاصیت شیشههای می داریم
که خنده بر لب ما قاه قاه میگرید
هوش مصنوعی: در لذت و شادی، خاصیت شیشههای شراب را داریم که در عین حال، چهرهمان از خنده پر است و به طور عمیق گریه میکند.
به امتحان وفا جبهه چشمهٔ عرق است
ز شرم دعوی باطلگواه میگرید
هوش مصنوعی: در آزمون وفاداری، پیشانی عرق کرده بهخاطر خجالت از ادعای نادرست، اشک میریزد.
گزیرنیست شب تیره را زشمع وچراغ
همیشه دیدهٔ بخت سیاه میگرید
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک، چارهای نیست جز اینکه از شمع و چراغ استفاده کنیم؛ چون همیشه چشمان بخت بدی ما در حال گریه و اندوهاند.
چه سان رسیم به مقصدکه تا قدم زدهایم
شکست آبله در خاک راه میگرید
هوش مصنوعی: چگونه به هدف خود برسیم وقتی که تا کنون فقط یک قدم برداشتهایم و شکست آبله در خاک راه گویی به حال ما میگرید؟
به نا امیدی دلکیست چشم بازکند
بس است اگر مژهای گاهگاه میگرید
هوش مصنوعی: اگر کسی ناامید باشد، نباید انتظار داشته باشد که به وضوح ببیند. کافی است که گاهی مژهاش اشک بریزد و برایش این کافی است.
ز شمعکشته شنیدمکه صبحدم میگفت:
دگر چه دیده گشایم نگاه میگرید
هوش مصنوعی: از شمعی که جانش را برای نور فدا کرده بود، شنیدم که در صبح زود میگفت: دیگر چه چیزی را باید ببینم که اینطور به گریه افتادهام؟
ترحمکرمتوست بروضیع وشریف
که ابر بر گل و خار و گیاه میگرید
هوش مصنوعی: رحمت و مهربانی تو مانند باران است که بر روی گلها، خارها و گیاهان میبارد و آنها را nourished و سرسبز میکند.
کراست یادکه در بارگاه رحمت عام
صواب خنده کند یا گناه میگرید
هوش مصنوعی: هر کس که در محضر رحمت الهی حاضر باشد و بداند که آنجا پر از رحمت و نعمت است، در عین حال نمیتواند نسبت به گناهانش بیتفاوت باشد. او یا باید با دلش شاداب و خندان باشد، یا درگیر اندوه و گریه به خاطر خطاهایش.
نه اشک شمعم ونی شبنم سحربیدل
چه عبرتم که به حال من آه میگرید
هوش مصنوعی: من نه مانند شمع هستم که اشک بریزد و نه مانند شبنم در صبحگاه. دل داغدار من چه عبرتی است که به حال من ناله میکند.