برگردان به زبان ساده
شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین باید
ز جیبم سرمه رویانید اسرار اینچنین باید
هوش مصنوعی: به خاک تبدیل شدم و هیچ نگفتم که عاشق هستم. اینطور باید باشد که از درونم رازها را همچون سرمه بیرون بریزم.
لب از خمیازهٔ تیغ تو زخم ما نبست آخر
به راه صبح رحمت چشم بیدار اینچنین باید
هوش مصنوعی: زخمی که تیغ تو بر لب من گذاشت، دیگر جانکاه نیست؛ زیرا با آغاز صبح و رحمت الهی، باید چنین باشد که چشم بیدار من امید به بهبودی دارد.
به تاری گر زنی ناخن صدا بیتاب میگردد
همآغوش بساط یکدلی یار اینچنین باید
هوش مصنوعی: اگر بر تار ساز ضربهای بزنی، صدای آن به شدت و با احساس بیقراری بلند میشود. در آغوش دلنشین یار، اینگونه باید احساس کرد.
به نخل راستی چون شمع میباید ثمر گشتن
که منصور آنچنان میزیبد و دار اینچنین باید
هوش مصنوعی: برای اینکه به حقیقت و درستی دست پیدا کنیم، باید مانند شمعی روشن و با ثبات، ثمره خوبی از خود به جای بگذاریم. چون منصور، که مایهی بزرگی و افتخار است، فقط در چنین شرایطی شایستهی تقدیر و اهمیت خواهد بود.
رگ سنگ صنم کن رشتهٔ تار محبت را
برهمن گر توان گردید زنار اینچنین باید
هوش مصنوعی: اگر بتوانی، باید مانند زنجیری محکم، رشته محبت را به هم پیوند بزنی، و رگ سنگی معشوق را به دست بگیری.
همه گر عجزنالیهاست بویی دارد از جرأت
نفس در سینه خونین عاشق زار اینچنین باید
هوش مصنوعی: اگرچه همه از ناتوانی و ضعف خود شکایت دارند، اما در دل عاشق زار، بویی از جسارت و شهامت وجود دارد. این احساس نشان میدهد که باید به این روحیهٔ شجاعانه احترام گذاشت.
مژه گاهی کنار و گاه آغوش است چشمش را
اگر الفتپرستی پاس بیمار اینچنین باید
هوش مصنوعی: گاه مژههایش کنار هم قرار میگیرند و گاه در آغوش هم هستند؛ اگر تو عشق ورزیدن به زیباییها را میخواهی، پس باید به این حال بیمار او توجه کنی.
به مردن هم نگردد خواجه از حسرتکشی فارغ
گر از انصاف میپرسی خر و بار اینچنین باید
هوش مصنوعی: اگر از انصاف بپرسی، باید بگویی که خواجه حتی به مرگ هم فکر نمیکند و از حسرتهایش رها نمیشود. او به گونهای بار سنگین خود را حمل میکند که شایستهاش نیست.
ز حال زاهد آگه نیستم لیک اینقدر دانم
که در عرض بزرگی ریش و دستار اینچنین باید
هوش مصنوعی: از وضعیت زاهد اطلاعی ندارم، اما میدانم که اگر کسی در مقام بزرگی قرار دارد، باید نشانههایی مانند ریش و دستار داشته باشد.
برهمنطینتان عالم شاهدپرستی را
نفس سررشته کفر است زنار اینچنین باید
هوش مصنوعی: در میان عابدان دنیا، افرادی هستند که به عبادت و پرستش مشغولند، اما در حقیقت نفس آنها ریشهای از کفر و بدعت دارد. بنابراین، باید این چنین رفتار کنند که از این کفر دور شوند.
تماشا مفت شوق است از فضولاندیشگی بگذر
که رنگ گل چنان یا شوخی خار اینچنین باید
هوش مصنوعی: تماشا کردن و لذت بردن از زیباییها در اصل هیچ هزینهای ندارد، اما برای رسیدن به این لذت باید از افکار بیهوده و اضافی دوری کنیم. زیبایی گل مانند جذابیت یک بازی کودکانه است، و باید به آن توجه کرد.
غبار خود به توفان دادم و عرض وفا کردم
نیام عشق را تمهید اظهار اینچنین باید
هوش مصنوعی: من به خاطر تو در دل طوفانی به پا کردم و نشان وفاداریام را به تو تقدیم کردم. در عشق، باید به این شکل عمل کرد.
به نور آفتاب از سایه نتوان یافت آثاری
هوس مفروش بیدل محو دیدار اینچنین باید
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی واقعی را نمیتوان از طریق جلوههای superficial و گذرا پیدا کرد. باید به عمق دیدار و احساسات توجه کرد و درک عمیقتری از آنچه که هست به دست آورد.