برگردان به زبان ساده
گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید
قضا نوشت مگر سرخطم به سایهٔ بید
هوش مصنوعی: زندگی من با نگرانی و امید به سر میبرد و سرنوشتم را نگارش کردهام، شاید در سایهٔ درخت بید به آرامش برسم.
سحر دماندن پیری چه شامهاکه نداشت
سیاهکرد جهانم به دیده موی سفید
هوش مصنوعی: در زمان صبح، وقتی پیری به سراغم میآید، چه شبهایی را که در دل تاریکی سپری کردهام، به طوری که در چشمانم دنیا به خاطر موی سفیدم تیره و غمناک شده است.
ز دور میشنوم گر زبان ما و شماست
جلاجلیکه صدا بسته بر دف ناهید
هوش مصنوعی: از دور صدایی میشنوم که گویا صحبت ما و شماست، صدایی شبیه به زنگی که بر روی طبل ناهید زده میشود.
جز اختراع جنون امل طرازان نیست
قیامت دو نفس عمر و حسرت جاوید
هوش مصنوعی: جز جنون و دیوانگی، چیز دیگر نخواهد بود؛ روز قیامت دو چیز است: عمر کوتاه و حسرتی که همیشه باقی میماند.
تلاش خلق به جایی نمیرسد امّا
همان به دوش نفس ناقه میکشد امید
هوش مصنوعی: تلاش مردم به جایی نمیرسد، اما نفس به دوش امید، بار سنگینی را بر دوش خود دارد.
حذر ز نشئهٔ دولت که مستی یک جام
هنوز میشکند شیشه برسر جمشید
هوش مصنوعی: مواظب اوج قدرت و عظمت باش که حتی یک جام مستی میتواند شیشه را بر سر جمشید بشکند.
نماند علم و هنر عشق تا به یاد آمد
چراغها همه گل کرد دامن خورشید
هوش مصنوعی: وقتی که عشق فراموش شد، هیچ نشانی از علم و هنر آن باقی نمانده است. در این زمان، همه چراغها خاموش شدند و دامن خورشید نیز دچار تغییر و گلفروشی شد.
غبار قافلهٔ رفتگان پرافشانست
که ای نفس قدمان شام شد به ما برسید
هوش مصنوعی: دود و غباری که از کاروان رفتگان به جا مانده، نشان از حرکت آنهاست، ای جان! قدمهایت را به سمت ما برسان، چون شب فرا رسیده است.
کدورت از دل منعم نمیرود بیدل
چه ممکن است که چینی رسد به موی سفید
هوش مصنوعی: دل من از ناخرسندی و کدورت پر شده و این کدورت هرگز از بین نمیرود. آیا ممکن است که یک فنجان چینی به موی سفید برسد؟